besoye_pirozi ـ به سوی پیروزی - Content
 
 
 
  به سایت خودتان خوش آمدید         امروز 17 دي ماه ، 1387
 
فهرست
فهرست
صفحه اول
صفحه اصلي
دیگر سایتها و صفحات





گوناگون
· ويديوهاي مهم از سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران[48]
· نامه های رسیده[49]
· انتشارات مقاومت[32]

فرازهایی از پیام هشتم آذر ماه

فرازهایی از پیام هشتم آذر رهبر مقاومت

پیام بهمجاهدان اشرف و یاران اشرفنشان
در ایران و كشورهای مختلف جهان
مسعود رجوی ـ 8آذر1387

سلام بر شما و نبرد خستگیناپذیرتان با رژیم ضدبشری،
سلام بر شیرزنان قلههای رهایی و كوهمردان طریقت پایداری،
با درود بهیاران و یاوران شهر شرف در ایران و كشورهای مختلف جهان،
با درود بههموطنان و خانوادهها و پهلوانان و قهرمانان متحصن در واشينگتن و ژنو،
و با یاد مجاهد خلق، شهید صدیق عبدالرضا رجبی

1ـ عراق
موافقتنامه ادامه حضور و خروج نیروهای آمریكایی تا پایان سال2011 میلادی در مجلس عراق بهتصویب رسید. رژیم آخوندی یك كلانضربه استراتژیك دریافت كرد. بلعیدن عراق برای افعی ولایت غیرممكن شد. رؤیای ولیفقیه ارتجاع و گماشته و عمله او برای پركردن «خلأ بزرگ قدرت» پس از عقبنشینی آمریكا در عراق، بر باد رفت.
ضربه مضاعف به رژیم آخوندی و عوامل آن در عراق، طرح اصلاح سیاسی بود كه مورد توافق مجلس قرار گرفت و بر اساس خبرهایی كه منتشر شده شامل نكات مهمی از قبیل اصلاحات در قانون اساسی عراق، آزادی زندانیان، بازگرداندن مهاجران و انحلال دادگاه عالی جنایی میباشد. رفرمهای سیاسی با مضمون خلع ید از رژیم آخوندی در دولت و ارتش و ارگانهای امنیتی و نهادهای قضایی و اقتصادی عراق لازمه كاهش نیروهای آمریكایی و خروج بالمآل آنها از این كشور است.
2ـ شقه و ریزش رژیم آخوندی در عراق
دو روز قبل از تصویب موافقتنامه در هیأت دولت عراق، یك ائتلاف جدید بنام «دولت قانون» در رسانههای این كشور مطرح شد. این ائتلاف كه نخستوزیر عراق و همپیمانانش در محور آن قرار دارند، از ضرورت جدایی مسیر سیاسی عراق از رژیم حاكم بر ایران و عوامل آن حكایت میكند و بهآن رسمیت میبخشد.
تلویزیون الجزیره در این باره گفت: «مجلس اعلا و حزبالدعوه دو ركن اصلی ائتلاف شیعی هستند كه بر عراق حكومت می‌كنند. جدایی آنان از یكدیگر بیانگر شكاف عظیمی است». «نگرانیهای انتخاباتی محور اختلاف بین دو طرف است. هنگامیكه مالكی شروع بهتشكیل شورای پشتیبانی در استانهای جنوبی كرد با مخالفت شدید مجلس اعلا مواجه شد. شاید اختلاف دیگر بر سر دعوت مالكی برای تقویت حاكمیت دولت مركزی از طریق اصلاح قانون اساسی است. این سمت‌گیریها مجلس اعلا را ناراحت می‌كند و فاصله بین این گروه با حزبالدعوه را بیشتر میسازد» (24آبان) .
در آستانه انتخابات تعیینكننده شوراهای ادارهكننده استانها، رژیم آخوندها بر اثر انزجار و نفرت روزافزون مردم عراق بهخاطر تبهكاریها و كثرت جنایتهایش، در وضعیت ریزش و شقه سیاسی قرار گرفته است.
گفته بودیم كه «شعار استراتژیكی خلع ید از رژیم ولایتفقیه در عراق به یك شعار تودهیی تبدیل شده و در تعادل قوا بهسود آلترناتیو عراقی در برابر آلترناتیو ملایان حاكم بر ایران عمل میكند». بهنحوی كه «هیچكس و مطلقاً هیچكس جز رژیم و همدستان و عوامل آن در عراق خواهان اخراج مجاهدین نیست و رژیم در این خصوص سر خود را بهسنگ میكوبد». «راهحل در عراق، خلع ید از رژیم ایران و راهحل در ایران، تغییر و سرنگونی این رژیم است» (پیام بهجوانان و نیروهای انقلاب دموكراتیك مردم ایران ـ فروردین1387) .
اكنون بهروشنی میتوان دید كه از كلانضربه تا شقه و ریزش و جیغ و دادها و خط و نشان كشیدنهای رژیم، همهچیز در مسیر خلع ید و كوتاه كردن دست رژیم پیش میرود. در این مسیر تا بهامروز مسافت زیادی طی شده است.
3ـ بحران فراگیر مالی
از 3ماه پیش بحران مالی بهبزرگترین تحول بینالمللی تبدیل شده است. اصطلاح سونامی و سونامی بزرگ مالی از 3ماه پیش بهاغلب رسانههای جهان راه یافته است. بهگفته كارشناسان اقتصادی، بسیاری مؤسسات بزرگ مالی در این سونامی یكباره مانند خانه‌های كاغذی مچاله شدند و چهبسا غولهایی كه یكی پس از دیگری فقط در عرض چند روز از دور خارج شدند. بحران با سرعت بهسراسر جهان گسترش یافت و بازارهای بینالمللی بورس را دچار ركود و وخامت بیسابقهیی كرد.
وزیر دارایی آلمان گفت «پس از این بحران جهان دیگر آنی نخواهد شد که قبل از بحران بود». (پیر اشتاین بروك، سخنرانی در مجلس آلمان ـ دویچهوله 25سپتامبر 2008) .
یك روزنامه فرانسوی نوشت: «توفان نوح در بازارهای مالی، منجر بهیک چرخش ایدئولوژیک با ابعاد متفاوت در همه کشورهای جهان شده است» (لیبراسیون 26سپتامبر2008) .
یك روزنامه سوییسی نوشت: «جابه‌جاییهای پایه‌یی در دنیای بانکها، بزرگتر از آن و نیروهای آزاد شده از این جابه‌جاییها ویرانگرتر از آن هستند که بازگشت نظام مالی پیشین را ممکن سازند» (تاگس آنسایگر 18سپتامبر 2008) .
نیوزویك از زیر سؤال رفتن «سیستم سرمایهداری آنگلوساكسون» خبرداد (13اكتبر 2008) .
نوول آبزرواتور نوشت: «دنیای سرمایهداری با بن‌بست ایدئولوژیكی روبهرو شده است. وقت آن رسیده است که دنیای قدیم جای خود را بهچیز جدیدی بدهد» (5اكتبر 2008) .
قدر مسلم این است كه آمریكا دیگر نخواهد توانست بهمیزان گذشته سیادت مالی و هژمونی خود را در جهان حفظ كند.
طبق تجارب قرن بیستم، بحرانهای بزرگ اقتصادی بهتحولات بزرگ سیاسی راه برده است. برونرفت این قبیل بحرانهای شدید با توافقات و تقسیمهای جدید یا با جنگ صورت گرفته است. در چنین مقاطعی، بسیاری چیزهای نامتصور امكانپذیر شده و درگیریهای متعدد منطقهیی هم بهوقوع پیوسته است. از این رو سونامی بزرگ مالی، تعادل و آرایش سیاسی دنیای پس از جنگ جهانی دوم را تغییر میدهد.
تردیدی نیست كه این بحران برای رژیم فرسوده حاكم بر ایران تهدیدها و پیامدهای زیادی در بر دارد. همچنانكه میتواند در مسیر آزادی و مقاومت مردم ایران كمككننده باشد و برخی موانع و بنبستها را در هم بشكند. حاكمیت ایدئولوژی پول‌ و تجارت به رژیم آخوندها بسیار ميدان داد. باعث انسداد فضای تنفس جنبشهای آزادیبخش شد. بهمقاومت مشروع مردم ایران در برابر فاشیسم دینی هم برچسب تروریستی زد و موجب رشد تروریسم و ارتجاع در خاورمیانه گردید. اكنون ارزش سهام نامگذاری مجاهدین در بازار بورس لیستهای تروریستی كاهش مییابد.
یكی از كارشناسان رژیم چند روز پیش گفت: «تأثیرات بحران مالی در ایران بسیار بیشتر از تأثیرات آن بر کشورهای غربی است». او خاطرنشان كرد «با توجه بهمنزوی بودن اقتصاد ایران، درآمد ارزی نسبت به5ماه گذشته روزانه 200میلیون دلار کاهش داشته است» و «بهطور حتم دولت دچار کسری بودجه خواهد شد که این مورد تورم را بهدنبال دارد» (سعید لیلاز ـ خبرگزاری ایلنا 3آذر) .
4ـ انتخابات آمریكا
بسیاری تحلیلگران آمریكایی برآنند كه آمریكا با حمله بهعراق مرتكب یكی از بزرگترین اشتباهات استراتژیكی تاریخ خود گردید. ارتجاع حاكم بر ایران نخستین سودبرنده بود و بهحاكمیت مشترك آمریكا و این رژیم در عراق منجر گردید (واشينگتن پست ـ 26اوت 2007) .
آقای اوباما بهعنوان نخستین سیاهپوستی كه در تاریخ آمریكا بهكاخ سفید راه یافته و مشخصاً در مخالفت با جنگ در عراق و با شعار «تغییر» و این كه «میتوان و باید تغییر داد» بالا آمده است، پاسخ اجتماعی و سیاسی و تاریخی آمریكا بهبحران اقتصادی و سیاسی است. او آمده است تا سیستم را رفرم و ترمیم كند. اوباما با محبوبیت اجتماعی و استقبال جهانی و اكثریت چشمگیر در كنگره و سنا در موضع قدرت قرار دارد و تا وقتی در این موقعیت است میتواند بر خلاف سلفش سیاستها و خطوط خویش را پیش ببرد.
او به خط قرمز هستهیی در مورد رژیم ایران حتی همراه با گزینه نظامی البته با توافق بینالمللی یا همراه با شركای غربی، متعهد گردیده است. منافع آمریكا هم در همین است.
او بهخط قرمز حفظ عراق بهمعنی واگذار نكردن آن به رژیم، متعهد گردیده است. منافع آمریكا هم در همین است.


از سایت خورشید آزادی

-زنان نامدار جهان

-زنان پیشتاز ایران

-گفتگوها (ویدئو)

-گزارش ها (ویدئو )

-اخبار (نوشتار)

-ساعت طغیان

-مقاله ها (ویدئو )

-مقاله ها (نوشتار)

-رویدادهای زنان

-ترانه ها(صوت و تصویر)

-مریم رجوی

-زنان شهید مقاومت

-گوناگون

-نکته ها و نظرها

-اخبار تصویری

-طپش بی پایان

-زنان صدر اسلام


منتخب مقاله ها (2)

* «يك بام و دو هوا»ی سیاسی تا به كي؟ حسين اخوان توحيدي
* تغييرسياست يا سياست تغيير؟!- آرميك جاسميان
* دالاندار! خر, خر را خورد!(1). . . – ابوالفضل فولادوند
* هابيليان, نجات و...ابزار زنگ زدة آخوندها در فازپاياني – هادي نخجيري 
* هر دم ازاين باغ! بري مي رسد، تازه تر! از تازه تري مي رسد- مهدي ايزدي
* لوموند: «اروپائیها، باراک اوباما و پارادوکس ایران»
* فرياد رسا - بمناسبت شهادت مجاهد قهرمان عبد الرضا رجبي - محمود يونسي
* من از اینجا بوی خوش ایران را احساس میكنم  - علی قاسمی


ويديو تصاوير شهر اشرف

یک ویدئو کلیپ از تصاویر میادین ، بناها و نمادهای شهر اشرف ، امیز خیز ایران

برای مشاهده اینجا کلیک کنید


فیلم های سایت فردای ما

فیلم های سایت فردای ما

-دانشجو

-دریچه آبی - احسان

-هوای تازه

-هوشمند (علمی)

-جشن های شهر اشرف

-معرفی فیلم

-نوبت شما

-تماشایی

-تازه ها (علمی)

-کلیپ های هنری

-گوناگون

-زیر ذره بین

-بخوان بنام گل سرخ

-دنیای سینما

-ویئوهای طنز

-دیگه چه خبر؟

-در مسیر زمان

-گفتگوی صمیمی

-گزارش ورزشی

فیلم های آرشیو سایت فردای ما

-آرشیو دریچه آبی

-آرشیو دنیای سینما

-آرشیو هوشمند

-گذری در اشرف

-دانستنیها

-فیلتر شکن (علی)

-بخوان بنام گل سرخ

-معرفی فیلم

-ویدئو کلیپهای هنری

فیلم های صفحه با مهر تا آزادی

-گفتگوها

-گوناگون

-ترانه های مهر

-صدای یاران

-از غروب تا طلوع


از صفحه نگاه روز

فیلم های صفحه نگاه روز

-بحران اتمی آخوندها

-عراق

-تروریسم رژیم در منطقه

-اقتصاد روز

-گزارش سیاسی هفته

-هفت روز هفته

-جهان در هفته گذشته

-جهان در تصویر

-جهان روز

-مطبوعات حکومتی

-فعالیتهای مقاومت

-رسانه های بین المللی

-پرسش و پاسخ

-اخبار فارسی سیما

-گزارش ورزشی هفته

-سیمای آزادی

-صدای آزادی

-نقض حقوق بشر

-دنیای ورزش

-ایران ، اعتراض

-ایران ، سرکوبی


لینکهای صفحه ویدئوها

لینکهای صفحه ویدئوها

-ویدئوهای 19 و 22 بهمن

-فیلمهای سینمایی   

-قطعات موسیقی 

-مقاله های تصویری 

-مناسبتها - مسعود رجوی 

-ترانه های اشرفی 

-ویدئوهای مذهبی 

-سخنرانی های مریم رجوی 

-ترانه های خانم مرجان 

-ترانه های خانم مرضیه  

-سخنرانی های مسعود رجوی   

-نقض حقوق بشر 

-طنز چهارراه استراتژیک

-چهره های هنری و ادبی

-ترانه های نصرت

-ترانه هایی از هنرمندان مقاومت

-ترانه های محمد ملک

-ترانه های روزبه

-ویدئوهای منتخب

-یادبودها و مناسبتها

-ترانه های ماندانا

-ترانه های گروه شباهنگ

-«کاوش» افشاگر

-ترانه های پیمان

-پیامهای آشنا - مسعود رجوی

-«پرونده» افشاگر

-پرتوی از توحید - مسعود رجوی

-پرده ها و سکوتها 

-انتشارات مقاومت 

-اسلام دموکراتیک - استاد جلال گنجه ای 

-جاودانه ها 

-بربال سیمرغ 

-تبیین جهان 

-موزیک 

-کنسرتهای مقاومت 

-ترانه های منتخب 

-جاده صافکنهای جنگ 

-«خاک خوبان» گذری بر شهرهای ایران 

-صدبار خطرناکتر از اتمی 

-در جاده اندیشه و هنر 

-زنان 

-سازمان مجاهدین خلق ایران 

-سرودهای تصویری 

-سرودهای صوتی 

-شعرها - ویدئو 

-ترانه و نمایشنامه طنز 

-ترانه ها و قطعات عرفانی 

 


عمل ضد انسانی شلاق زدن
-فیلمی از عمل ضد انسانی شلاق زدن یک انسان در استان سیستان و بلوچستان

 
بـزرگـداشـت شعـائـر - مسعود رجوي رمضان سال ۱۳۷۶




بـزرگـداشـت شعـائـر - مسعود رجوي رمضان سال ۱۳۷۶


فرا رسيدن ماه مبارك رمضان ، ماه خدا و ماه تقواي رهاييبخش مبارك باد

بسم الله الرحمن الرحيم
شهر رمضان الذي اُنزل فيه القرآن هدي للناس، و بينات من الهدي و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضاً او علي سفر فعدة‌من ايّام اخر يريدالله بكم اليسر و لايريدُ بكم العسر و لتكملوا العدة و لتكبروا الله علي ما هديكم و لعلكم تشكرون.
ماه رمضان، ماهي است كه در آن قرآن فرود آمد تا هدايتي براي مردم باشد و تابشها و نشانه‌هايي براي جداسازي و مرزبندي راه از بيراهه و كسي كه اين ماه را درك كند، بايد كه روزه بدارد، مگر كسي كه بيمار يا در سفر باشد كه در اين صورت روزهاي ديگري را روزه بدارد. خدا براي شما آساني و آسايش را اراده كرده است و سختي و فشار و ناراحتي را نخواسته، باشد كه اين روزها را به‌پايان ببريد و خداي را به آن‌چه شما را به آن هدايت كرد، بزرگ بداريد. باشد كه شكرگزار گرديد.


شعائر جمع شعيره است، شعيره يعني علامتي كه رزمنده و جنگجو موقع جنگ خودش را با آن متمايز و جدا و مشخص مي‌كند. در عمليات ارتش آزاديبخش، رزمندگان براي اين‌كه در شب يكديگر را بشناسند يا گم نكنند و براي هم مشخص باشند، از علائم و نشانيهاي به‌خصوصي استفاده مي‌كردند. هم‌چنان كه هر‌مركز و محوري درفش و رنگ خاص خودش را به‌عنوان مشخصه‌اش دارد. اگر كسي جنگ‌آزموده نباشد، ممكن است با خودش فكر كند كه اينها چيست؟ آدم غير‌مسئول و ولنگار اولين مشخصه‌اش اين است كه نظم‌پذير و تشكيلات‌پذير نيست.
32سال پيش، در آغاز تشكيل سازمان مجاهدين، اولين آموزش ما مقاله‌يي بود به‌نام مبارزه چيست؟ من هم در سال46 كه وارد سازمان شدم، آن‌را خواندم. در آن روزگار براي انقلابيان مسلمان اين آموزش، كشف مهمي بود كه بنيانگذاران سازمان به آن نائل شده بودند. مي‌گفت كه مبارزه علم و دانش است، قانونمندي دارد، فرم و محتوا يعني تشكيلات و ايدئولوژي خودش را دارد.
آخر، تا آن زمان در تاريخ ايران و ديگر كشورهاي اسلامي، سازمان و تشكيلات انقلابي با ايدئولوژي اسلام نداشتيم. براي اولين‌بار در تاريخ معاصر يك نيروي انقلابي با ايدئولوژي اسلام توسط بنيانگذاران مجاهدين و در رأسشان حنيف بنيانگذار پديدار شد. جاي همه آنها و جاي همه شهيدان و جاودانه فروغها در اين شبهاي رمضان خالي. فكر مي‌كنم براي همه‌مان اين‌طور است كه هرموقع ماه رمضان فرامي‌رسد، خود‌به‌خود خاطرات ‌آن بزرگمردان و همه خواهران و برادران شهيدمان تداعي مي‌شود.
به هرحال يكي از اولين چيزهايي كه آن زمان براي اسلام انقلابي رودرروي اســـلام ارتــجـاعــي تعيين‌كننده بود، تشكيلات‌پذيري، نظم‌پذيري و انضباط بود. به‌ما آموزش مي‌دادند كه اين تشكيلات در شرايط مخفي براساس اصل انضباط آهنين بنا و حفظ‌شده است.
خوب اين مربوط به 30سال پيش بود. امروز شما يك ارتش هستيد، با لباس متحدالشكل و با انضباط نظامي. حالا وقتي كه از شعائر صحبت مي‌كنيم، معني سادهٌ آن به‌فارسي، يعني آداب، مراسم و آيينها.
وقتي شما ارتش آزاديبخش داريد، ناگزير بايد «آيين»نامه داشته باشيد. ناگزير هستيد كه به‌خاطر هدفتان فرماندهي و فرمان‌پذيري داشته باشيد. اگر جمعيتي بوديد كه مثلاً در قهوه‌خانه نشسته و هدفتان رفع خستگي و صرف چاي و گپ‌زدن مي‌بود، احتياجي به نظم و انضباط نداشتيد. ‌اگر يك محفل روشنفكري بوديد، بازهم احتياجي نبود، محفل يعني گردهمايي افرادي كه با پاره‌يي اشتراكات و مشابهت‌ها، باهم گپ مي‌زنند و همفكري و جدل مي‌كنند. طبعاً اين محفل هيچ‌گاه احتياج به نظم، انضباط، سلسله مراتب، تشكيلات و رده‌بندي ندارد. ‌همان‌طور كه وقتي عده‌يي كه در انتظار اتوبوس صف كشيده‌اند، هيچ‌كس به‌آنها نمي‌گويد كه مثلاً به‌حالت خبردار بايستيد… چون هدفي كه درميان است، آداب نظامي را اقتضا نمي‌كند. پس اول هدفي هست، يعني محتوايي هست، بعد فرمها و اشكال متناسب باخود را مي‌طلبد. فرمها، آيينها و مراسم، البته خاص اسلام و مسلماني نيستند. هرملتي، هرجامعه‌يي مراسمي، آيينهايي و آداب و رسومي دارد. مثلاً عيد نوروز آيين ملي ما ايرانيهاست. در هنگام تحويل سال، مراسم خاصي وجود دارد كه در چارچوب ملي‌گرايي ترقيخواهانه (و نه ارتجاعي) مورد قبول ماست.(1)
اما اين شعائر و آيينها، بسته به‌هدفي كه دارند با خودشان آداب و مراسمي را ايجاد مي‌كنند. مثلاً مراسم چهارشنبه‌سوري كه آخوندها با آن مخالفند، از سنتهاي ايراني است. مجاهدين و رزمندگان ارتش هم اين مراسم را دارند. يك‌بار شنيدم كه آخوندها در اين‌باره گفته بودند مجاهدين آتش‌پرست شده‌اند. اما همه مي‌دانيم كه اين براي ما علامتي از جنگ و آتشباران ارتجاع و علامت سرخي شما و زردي دشمن خلق و ميهن ماست. پس هر ملت و مذهبي محتوا و هدف مورد نظرش را با آيينهايش بازتاب و نشان‌دار مي‌كند. ‌چرا اين‌كار را مي‌كند؟ چون هدفش بارز كردن محتواست. اين موضوع براي مجاهدان، مبارزان و فعالان مقاومت و به‌خصوص كساني‌كه در ارتش آزاديبخش هستند، خيلي خيلي قابل فهمتر است تا يك فرد غيرمسئول كه نمي‌خواهد جهان را تغيير بدهد و حداكثر مي‌خواهد آن‌را تفسير كند.
فرض كنيد من مي‌گويم چرا صبحگاه؟ چرا نظام جمع؟ چرا بايد پتو را آنكادر كرد؟ چرا داشتن لباس متحدالشكل و…؟ جواب اين چراها در هدفي كه اين آيينها تعقيب مي‌كنند، نهفته است. آخر، ‌يك ارتش مي‌خواهد بجنگد و با‌دادن خون كمتري به‌هدفش برسد، لازمهٌ چنين چيزي انضباط است. به همين دليل لازم است كه آيينها و مراسمش را شرطي بكند. آنها را براي رزمندگانش ملكه كند، يعني به‌انعكاس مشروط تبديل كند، به‌طوري‌كه هرگاه اين يكان در راه پرپيچ و خمي قرار مي‌گيرد، باحداقل زحمت و با حداكثر سرعت بتواند به هدفش برسد. فرض كنيد همين جمعي كه هستيم، مي‌خواهيم در يك رزم پياده شركت كنيم. اين‌جا بايد در يك صف حركت كنيم، آن‌جا بايد دو‌به‌دو يا چند به چند پيشروي كنيم، همين‌طور بايد مواظب جلو و عقبمان باشيم. بنابراين براي خودمان جلودار مي‌گذاريم، عقب‌دار مي‌گذاريم، پهلوهاي ستون را بايد داشته باشيم، آخر نمي‌خواهيم ضربه بخوريم. پس نظم و انضباط بايد به‌خصوصيت لاينفك چنين جمع يا ارتشي تبديل شود. اين نظم بايد در يك ارتش رايج و جاري باشد. هر‌كجاي دنيا هم كه برويم هر‌ارتشي كه بخواهد بجنگد، لاجرم نظم و انضباط خودش را بايد داشته باشد.
ممكن است يك نفر خودش خيلي قوي و قدرتمند باشد، اما اين كافي نيست، نظم و نظام جمعي است كه مسأله حل مي‌كند. پس ارتش انضباط، آيينها و ضوابطي دارد، چون مي‌خواهد بجنگد، و نمي‌خواهد حرافي كند، به اين وسيله هم هدفش را در آيينهايش پيگيري و بارز مي‌كند و در عين حال با يك جمع بي‌سمت و سو مرزبندي مي‌كند.

جمع‌‌گرايي و سمبوليسم آيينها
آيينها، مراسم، مناسك و روشها، در اساس جمع‌گرا هستند و به‌شكل جمعي اجرا مي‌شوند يا صورت جمعي آنها اولويت و ترجيح دارد و سمت‌و‌سوي آن پيوند دادن افراد تنها، در يك تن واحد جمعي است. از صبحگاه يك يكان تا رژه يك ارتش، تا فضليتهايي كه براي نماز جماعت يا مراسم حج، ذكر مي‌كنند. در انديشه اسلام انقلابي مراسم حج يك بين‌الملل فدا و قرباني است، حركت موزون و شعارها و تظاهرات سمبليك طواف‌گران است. پس اين آيينها هميشه جمعي است و سمبوليسم يعني علامتگذاري و زبان خاص خودش را هم دارد. به اين وسيله پيام مي‌دهد و حرفش را مي‌زند. مثلاً در طواف حج، لباس سفيد پيام خاص خودش را دارد. در نماز هم كسي كه در سجده سر‌به‌خاك مي‌سايد به‌اين ترتيب مي‌خواهد چيزي را گواهي و بيان كند. مثلاً در سجده مي‌خواهد يك‌پيام انحصاري خضوع و سرسپاري و خاكساري بدهد:
در سجودت كاش روگرداني‌يي
معــنـي سـبــحـان‌ربـي دانـي‌يي
همه اينها هم در خدمت هدفي است كه تعقيب مي‌كند. اما شق و رق راه رفتن به‌هنگام رژه مي‌خواهد پيام توانمندي و اقتدار بدهد…

روزه
حالا در ماه رمضان سخن از قطع كوتاه‌مدت ده، پانزده ساعته خوردن و نوشيدن و خودداري از ارتكاب ساير مبطلات است. قرآن مي‌گويد اين آيين در همان ماهي برگزار مي‌شود كه قرآن نازل شده و هدايتي است، نوري و تابشي براي مردم و فرقان. فرقان يعني فرق داشتن و فرق قائل شدن و مرزبندي كردن. فرق با چه‌چيزي؟ لابد با خودداري از خورد و خوراك مي‌خواهد با دنياي حيواني كه مبناي مادّي وجود آدمي است، مرزبندي كند. مي‌خواهد مرزبندي آن فرد را و آن جمع را در مسير تكامل مشخص بكند. هم‌چنين يك تطبيق عابدانه و عارفانه با قصد قربت در طول يك‌ماه و هم‌چنين پيش ‌تطبيق (پري آداپتاسيون) با جهاني كه گويا در آن كـــهــــولت (آنتروپـــــي) و مشتركات حيواني وجود انـــــساني موضوعيت ندارد و سخــن از حيــات متعالي است.
ممـــكن است فكر كنيد كه اين يك فشار و مضيقه و سختي است، به‌همين دليل بلادرنگ مي‌گويد: «يريدالله بكم اليسر»، يعني خدا (درست برخلاف آن‌چه آخوندهاي خميني‌صفت مي‌گويند) براي شما سهولت و آسودگي را اراده كرده‌است، نه سختي و فرسودگي را. هدف سختي و فرسايش نيست. در مورد نماز هم در قران آمده است كه هدف (باز هم برخلاف آل‌خميني) خم و راست شدن و سوت و صفير كشيدن نيست. روح و جوهر نماز، قربت و وصل به سرچشمهٌ هستي و وجود است. در روزه هم تصفيه، تزكيه و پاكيزگي مدنظر است: «لتكبرواالله علي ما هديكم» تا خدا را با آن‌چه كه نسبت به‌آن هدايت شده‌ايد، بزرگ بداريد. يعني قدر راه‌يافتگي و ارزشهاي انساني، قدر آن مرزبندي، آن فرقان، با دنياي مادون انساني را بدانيد.
مثل انقلاب دروني شما كه مرزبندي با دنياي آخوندي، با ارتجاع و استثمار است، اگر اين مرزها و ساختارهاي ناشي از آن وجود نداشته باشند، چه‌خواهد شد؟ شما هژموني زن ذيصلاح انقلابي مجاهد خلق را برداريد ببينيد چه مي‌شود؟ آخر اين بخشي از انقلاب مريم است، جزء شعائر تشكيلاتي و عقيدتي مجاهدين دهه هفتاد است و حتماً هدفي را تعقيب مي‌كند. هدف كنار زدن آن جرثومه و ته‌مانده عنصر نرينه وحشي، يعني عامل استثمار جنسي، است كه شاخص و مظهر و سمبلش آخوندها و پاسدارانشان هستند. اگر شما اين مرزبندي را نداشته باشيد، اگر اين آيين را، اين ضابطه و اين انضباط را نداشته باشيد، مرزهايتان با ارتجاع و بورژوازي ضدانقلابي همدستش برجسته نيست و آسيب‌پذير است. قرآن سپس مي‌گويد «لعلكم تشكرون»، باشد كه شكر‌گزار گرديد، يعني بفهميد كه جريان از چه‌قرار است، بدانيد كه هركس و هر‌چيز و هر‌ارزش و هر‌آيين براي چيست و از كجا مي‌آيد و به كجا مي‌رود…

معني كلمه اسلام
اسلام مجاهدين، اسلام به‌معناي دقيق كلمه يعني انطباق، به‌معناي تكاملي كلمه. يعني انطباق فعال، خلاق، رزمنده و مقاوم.
واضح است كه انطباق از كلماتي است كه مي‌شود دو‌معني كاملاً متضاد از آن گرفت. هرچند كه در دنياي بي‌حساب و كتابي از هر‌كلمه‌يي مي‌توان معاني متضاد گرفت. مثلاً مي‌توان گفت آزادي و از آن دو‌مفهوم كاملاً متفاوت در نظر آورد: يكي آزادي به معني ول‌شدگي و بي‌مسئوليتي و ديگري آن آزادي كه ناظر بر وظيفه‌مندي و مسئوليت آدمي است و بين انسان و حيوان مرزبندي مي‌كند. در‌مورد انطباق هم دو‌معنا وجود دارد: يكي انطباق به‌معناي فرصت‌طلبانه، به‌معناي خود را به‌رنگ روز آوردن و ديگري به معني آداپتاسيون تكاملي. اما اگر وارد دنياي واقعي تكامل بشويم، انطباق معناي مشخص خودش را دارد. همان‌طور كه در بحثهاي تبيين همه ديده‌ايد، در هر مرحله تكامل كه جلو مي‌رويم، درجه انطباق‌يافتن با محيط بالاتر مي‌رود و به‌همان ميزان هم درجهٌ رهايي افزايش مي‌يابد. مثلاً سيستم كنترل و انطباق جانوران عالي با دنياي پيرامون، سيستم انعكاسهاي مشروط است. مي‌دانيم كه ‌موجود زنده هميشه با محيطي كه در آن زندگي مي‌كند، مناسباتي ايجاد مي‌نمايد. به درجه‌يي كه در اين مناسبات مقهور و مغلوب و تسليم است، در مدار پايين‌تري قرار مي‌گيرد و به درجه‌يي كه فعال و اكتيو است و بر محيط غلبه مي‌كند، رهاتر و بالاتر است. بي‌خود نيست كه در منطق قرآن تقوا، تقواي رهاييبخش ــ ‌نه درك آخوندي از تقوا ــ ملاك و ميزان برتري است: «ان اكرمكم عندالله اتقيكم». همانا گرامي‌ترين شما نزد خدا، رهاترين شماست.
مناسبات و انطباق انسان بامحيط پيرامون بر پايهٌ سيستم علائم ثانويه، يعني قشر بالايي مغزش انجام مي‌شود. براي ساده‌شدن درك مسأله، فرض كنيد كه مغز حيوانات عالي، دولايه است: يكي براي غرايز و ديگري براي انعكاسهاي مشروط، اما مغز انسان سه‌لايه است. اگر قشر مغز، يعني طبقه بالايي را برداريم، انسان ديگر داراي سيستم علائم ثانويه نيست و فقط سيستم انعكاسات مشروط و سيستم غرايز را خواهد داشت (بازتابهاي غريزي حول حفظ خود و حفظ نسل را، كه در آشناترين مفهوم همان فرديت و جنسيت است). اما پايگاه مادي دانش، فرهنگ، هنر و محاوره و ذهنيت خاص انساني همين قشر بالايي است كه بدون آن انسان ديگر نمي‌تواند خودش را با محيط منطبق كند.
انطباق يا تطبيق فعال انسان (كه پايگاه فيزيولوژيك آن همين قشر بالايي مغز است) با غلبه بر جبرهاي طبيعي محقق مي‌شود. مثلاً براي مقابله با تاريكي شب، نيروي الكتريسيته را به‌كار مي‌گيرد و مشكل تاريكي شب را حل مي‌كند. براي مقابله با سرما تجهيزات و دستگاههاي گرمازا درست مي‌كند، يعني با كشف قانونمنديها بر اجبارات طبيعت غلبه مي‌كند و خود را از قيد آن اجبارات با مسخر كردن پهنه‌هاي مختلف آزاد و رها مي‌كند. در اين راستا مناسبات انسان با دنياي پيرامون پيوسته گسترده‌تر مي‌شود.
مثلاً براي اين‌كه صداي ضعيفش به‌جمع بيشتري برسد، با بلندگو صدا را تقويت مي‌كند و به‌نقاط دور‌دست مي‌فرستد. صوت و تصوير را از اين‌سو تا آن‌سوي جهان مبادله و مخابره مي‌كند. اين انطباقي است فعال. انطباقي است كه سلطه انسان را برمحيط، تأمين و تضمين مي‌كند. يعني هميشه درجه رهايي بيشتر و سلطه بيشتر بر اجبارات و بر‌طبيعت را جستجو مي‌كند. با نيروي سيل مقابله و آن‌را كنترل مي‌كند و به‌همين ترتيب تمامي نيروهاي وحشي طبيعت را كه تهديدش مي‌كردند، به‌خدمت مي‌گيرد. مثلاً جلو آب سد مي‌زند و به اين وسيله سلطه خودش را بر محيط مي‌افزايد و ‌درجه رهايي خودش را دربرابر اجبارات طبيعي بالا مي‌برد.
در جامعه هم نيروي انقلابي در حال انطباق فعال و رزمنده با محيط است. به‌جاي اين‌كه اجبارات را بپذيرد، مثلاً رژيم خميني را بپذيرد، خودش را بــا سيستمهايـــي مثــل ارتش آزاديبخش و با تجــهيزات و تسليــحاتــي مثــل انقلاب مريم به‌طور فعال منطبق مي‌كند و بر محيط تأثير مــي‌گــذارد. با يــك زرادخانه موشكي، مثل آن پروژه رياست جمهوري، مي‌خواهد بر شرايط و اجبارات آخوندي غلبه كند. اگر مي‌خواست تسليم شود يا سازش كند، ساده بود، ولي اهل تسليم نيست، اهل «اسلام» ـ‌به‌معني درست و دقيق كلمه‌ـ يعني اهل انطباق خلاق و فعال و انقلابي (برضد نظام خميني) است. همان‌طور‌كه زماني مي‌خواست بر‌نيروهاي كور طبيعت غلبه كند، حالا مي‌خواهد بر‌نيروهاي واپسگرا و تاريك‌انديش در جامعه غلبه كند و از قيد اجبارات اجتماعي وغل و زنجيرهاي استبداد و وابستگي رها بشود. مي‌خواهد بر اين نيروي مهيب ارتجاعي يعني رژيم آخوندي كه مانع آزادي و پيشرفت مردم ايران است، غلبه كند. مي‌خواهد بر اين دجاليت اسلام‌پناهانه غلبه كند. مي‌خواهد بر‌تنور جنگ ارتجاع غلبه كند. اين داستان تكامل در جامعه و در طبيعت است. مثلاً شما در هنگام پذيرش ناگزير آتش‌بس توسط خميني، در‌مقابله با بساط ارتجاعي و استعماري، با عمليات فروغ جاويدان خودتان را بر شرايط جديد منطبق كرديد. دشمن مي‌گفت شما زائيده جنگ هستيد، ستون پنجم عراق هستيد، ملت ايران تسليم من شده و از خود مقاومتي ندارد. اما شما درست در اين شرايط ــ بعداز آتش‌بس‌ــ عمليات فروغ جاويدان را مانند تيري و شهابي در چله كمان گذاشتيد و به اين وسيله بقاي خودتان و ارتشتان را در اين محيط تضمين كرديد. اين يك انطباق فعال است.
در تغيير دورانهاي زمين‌شناسي خوانده‌ايد، همين كه فضا و شرايط عوض مي‌شود، دايناسورها از بين مي‌روند و برنده موجودات زرنگتر و هوشيارتري هستند كه مغلوب يخچالها و آتشفشانها نشدند. مثلاً توانستند از آن محيط بپرند و به‌نقاط ديگر بروند.

كاركرد شعائر در يك آرمان انقلابي
در يك آرمان انقلابي، شعائر و آيينها در خدمت انطباق فعال و رزمنده با دنياي پيرامون است. پس همه‌چيز به هدفي كه شعائر از آن سرچشمه گرفته‌اند، بستگي دارد. يعني در آيينها و انضباط مكتب و مرام مجاهدين كه مكتب يگانگي و توحيد و يكتاپرستي است، همه‌چيز به آن سرخرگي كه در سراپاي اين مناسك، آيينها و شعائر جريان دارد، منتهي مي‌شود. سرخرگ توحيد و يگانگي و وصل به سرچشمه وجود. اين توحيد و اين يگانگي كه با يك انطباق رزمنده و فعال همراه است، البته آيينها و انضباط ويژه خودش را هم ايجاب مي‌كند. در جاي ديگر قرآن هم مي‌خوانيم: «و من يعظّم شعائرالله فانّها من تقوي‌القلوب» يعني كسي كه شعائر خدايي را عظيم و بزرگ مي‌دارد، اين ناشي از رهايي و از پاكيزگي قلوب است…
آيا مراعات انضباط نظامي جز نشانه پايبندي هرچه بيشتر به آن هدفي است كه ارتش آزاديبخش دنبال مي‌كند؟ پس يگانگي نسبت به هدف توحيد هم بزرگداشت شعائر را ايجاب مي‌كند و لذاست كه مي‌گويد بزرگداشت شعائر از پاكيزگي قلبها ناشي مي‌شود. باز هم در قرآن هست: «و من يعظّم حرمات‌الله» آن‌كس كه حرمتهاي خدايي را عظيم و بزرگ مي‌دارد، اين هم از مظاهر تقواست.
«يريد‌الله بكم اليسر». همان‌طور كه مي‌بينيد، ‌خدا آسودگي و آساني را خواسته‌ است و نه عسر را…
بله، با فرقان، بامرزبندي با دنياي مادون انساني، در سلسله مراحل تكامل، دنياهاي هر‌چه پيشرفته‌تر و بالاتر و رهاتري سر مي‌رسند و بسا گسترده‌تر هم مي‌شوند. دنياي گياهي محدود است، دنياي حيواني گسترده‌تر است، دنياي انساني بسا وسيعتر است. بعد ازاين مرزبندي مي‌گويد كه هدف عسر و فرسايش نيست.
در ادامهٌ اين آيه، با لطيف‌ترين كلمات كه غايت سهولت و شيريني است، مي‌گويد: «و اذا سئلك عبادي عني» و آن‌گاه كه بندگانم مرا از تو پرسيدند، آن‌گاه كه مرا جستجو كردند، بگو: «فاني قريب». من نزديكم. چقدر؟ چقدر نزديك؟ «اجيب دعوة‌الداع اذا دعان» آن‌قدر نزديك كه دعوت كسي را كه مرا مي‌خواند، جواب مي‌دهم و اجابت مي‌كنم.
دوست نزديكتر از من به من است
وين عجب‌تر كه من از وي دورم…

بي دلي در همه احوال خدا با او بود
او نمي‌ديدش و از دور خدايا مي‌كرد
آن‌جا كه مي‌گويد «عبادي» يعني بندگانم، تخصيص بندگان به‌خودش، از سر منتهاي عنايت و لطافت است و اين‌كه اعلام نزديكي و تضمين اجابت مي‌كند: «فاني قريب، اجيب دعوت‌الداع اذا دعان»…
باشد كه اجابت كند اين خواندن و دعوت و استمداد مستمر مجاهدين خلق و همه مردم ايران را براي آزادي و رهايي از ستم آخوندي.
باشد كه فتح بزرگ ارتش آزادي و بردن مهر تابان مقاومت وآزادي به تهران را اجابت بكند.
جاي آن است كه با ياد همه ياران شهيدمان، از بنيانگذاران مجاهدين تا اشرف و موسي و تاآخرين شهيدان عمليات، يعني در ميان رود خروشان خون شهيدان خدا را بخوانيم تا كه آزادي و حاكميت مردممان اجابت شود. و اين تجديد عهدي است براي راه بردن و محقق كردن ليله قدر، قدر آزادي مردم ايران از طريق ارتش آزاديستان.

پانويس:
1) ـ ناسيوناليسـم ارتجاعـي ناسيوناليسمي است كه عواملي مانند خاك و نژاد را برجسته مي‌كند و به آنها اصالت مي‌دهد و از آنها ابزاري براي تبعيض يا سركوب درست مي‌كند. مثل اولويت نژاد آريا كه جزء ايدئولوژي فاشيسم بود. هر‌جرياني كه براي رنگ پوست، نژاد، جنسيت، يعني مرد يا زن بودن، برتري قائل شود، البته ارتجاعي و ضدتوحيدي و شرك‌آلود است. اما ميهن‌پرستي و ملي‌گرايي ترقيخواهانه كه نمي‌خواهد بدين‌وسيله تبعيضي قائل شود يا كسي را سركوب كند مورد تأييد انديشهٌ اسلام انقلابي است. در نامهٌ حضرت علي به مالك اشتر كه درمقام فرماندار مصر بود خوانده‌ايم كه او را از شكستن سنتها و آيينهايي كه به‌سبب آنها در ميان قومي انس و الفت ايجاد شده منع مي‌كند و هشدار مي‌دهد مبادا سنتها و آيينهايي برقرار نمايد كه به اين قبيل سنن ملتها زيان برساند و در همين چارچوب نقل مي‌كنند كه حضرت علي به سنت نوروز ما ايرانيان هم احترام مي‌گذاشته و ايرانيان در اين رابطه هم خيلي سپاسمند او بوده‌اند










© کپی رایت توسط : besoye_pirozi ـ به سوی پیروزی (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 21 شهريور ماه ، 1386 (116 مشاهده)

[ بازگشت ]