سلام و تبريك،
براي بيست و هفتمين بهارسرخ فام و سر سبز مقاومت،
براي بهار پيروز ايستادگان و آيات صبر وظفر در اشرف،
و براي گل دادن رزم و رنج شهيدان و فروغ هاي جاويدان در سراسر ايران،
در كشاكش سهمگين و آشتي ناپذير مردم و مقاومت ايران با بربريت آخوندي در سال1386، سه حقيقت بيش از هر زمان روشن و ثابت شد :
اول-اوج آمادگي و جوشش شرايط عيني براي تغيير و براي خيز برداشتن انقلاب دموكراتيك مردم ايران
دوم-مرحلة ريزش و سرنگوني، محصول محتوم تك پايگي و انقباض درمان ناپذير رژيم ولايت فقيه
سوم-اينكه رژيم آخوندي هماوردي جز مجاهدين خلق ايران و جايگزيني جز شوراي ملي مقاومت ايران نمييابد و با تمام توان وبا شدّت و حِدّتي جنون آميز در پي نابود كردن آنهاست .
اما همچنان كه رئيس جمهور برگزيدة مقاومت هنگام تحويل سال گفت: «سال 86، براي مقاومت، سال اعتلا و سرفرازي و براي رژيم آخوندي، سال ريزش و سراشيب بود» و رژيم «از 6 جهت در برابر تغييرات جدي و تحولات كيفي قرار گرفت».
اكنون سال 1387 را پيش رو داريم كه در نبرد با نظام ستمْ شيخي، سالي تعيين كننده است. سرنگوني فاشيسم مذهبي، حق مسلم مردم ايران است.
قسمت اول - شرايط عينى
آمادگي و جوشش شرايط عيني، در امواج پايان ناپذير اعتراض به وضع موجود و حركات خودانگيخته يا هدايت شدة اجتماعي و در گستردهترين تحريم سياسي انتخاباتِ رژيم بارز شد. اعدام در ملأ عام، دست و پا بريدن، پرتاب از بلندي، سريال طرحهاي امنيت اجتماعي، سركوب جريانوار زنان به بهانههاي واهي،ضرب و شتم بيدريغ جوانان نافرمان با مجازاتهاي تحقيرآميز ضدانساني، و انواع و اقسام پليسها و پاسداران محسوس و نامحسوس؛ پاسخ آخوندي به عصيان عظيم اجتماعي است.
در مهرماه 86 سركرده جديد سپاه پاسداران ارتجاع ، استراتژي جديد سپاه را در تركيب با بسيج ضدمردمي «مقابله با تهديدهاي داخلي» اعلام كرد «تا بتواند در برابر تهديدات سياسي، اجتماعي و امنيتي دشمنان، به درستي وارد عمل شود». پاسدار جعفري گفت: «بنا به تشخيص رهبر جمهوري اسلامي، استراتژي سپاه با گذشته فرق کرده بدين ترتيب كه مأموريت اصلي سپاه در حال حاضر مقابله با تهديدهاي داخلي است و سپس در صورت تهديد نظامي خارجي، سپاه به كمک ارتش خواهد شتافت» (بيبيسي-7مهر86) .
وي توانمندي سپاه را در مقابله با دشمن در توان«موشكي» و «اطلاعات» خلاصه كرد و جنگ 33 روزه لبنان را « يك نمونه راهبردي براي مقابله با دشمن» خواند و افزود«مأموريت اصلي سپاه در شرايط كنوني توجه به مأموريتهاي بسيج است و مأموريت بسيج با توجه به فرامين فرمانده معظم كل قوا، نيمي از مأموريت سپاه است به همين دليل بايد سازوكارِ پرداختن به اين مأموريت نيز فراهم شود».
از اين رو، دستور العمل و شعار سركرده جديد سپاه، كه همزمان فرماندهي بسيج آخوندي را هم بر عهده گرفته، اين است كه: «تا سپاه بسيج نشود، بسيج، بسيج نشود» (رسانه هاي رژيم-19آذر86).
سركرده سپاه آخوندها در سمنان هم با صراحت گفت : «احتمال عمليات ضربتي توسط آمريكا عليه جمهوري اسلامي وجود دارد اما تهديدات داخلي از هرگونه تهديد براي كشور خطرناكتر است» (خبرگزاري رژيم-16آبان86).
بهخاطر همين «تهديدات داخلي» يعني تهديد دائمي ديكتاتوري آخوندي از سوي مردم ايران است كه سركرده نيروي انتظامي رژيم در ابتداي سال 1387 تاكيد ميكند امسال «سال تثبيت طرح امنيت اجتماعي» است (خبرگزاري رسمي رژيم-3فروردين87).
در اين اثنا، بودجه امنيتي رژيم 20برابر افزايش يافته است . يكي از معاونان وزارت كشور در مرداد گذشته در اين باره گفت: «رقم اين اعتبارات، پارسال7هزار ميليارد ريال بود كه اكنون به 140هزار ميليارد ريال رسيده است» (محمد شاعري،خبرگزاري حكومتي مهر-25مرداد86).
اين است اعتراف آخوندها و پاسدارانشان به منتهاي آمادگي شرايط اجتماعي براي خيز برداشتن انقلاب دمكراتيك مردم ايران:
آن سيل كه دوش تا كمر بود
امشب بگذشت خواهد از دوش
بهتر است بخوانيم : آن سيل كه پار تا كمر بود - امسال بگذشت خواهد از دوش
***
وزير رفاه و تأمين اجتماعي رژيم در 22مرداد گفت در ايران 2/9 ميليون نفر زير خط فقر و 2ميليون نفر هم در زير خط فقر مطلق (يعني با درآمد روزانه كمتر از يك دلار) بسر ميبرند. قيمت يك ليتر بنزين بيش از 10برابر افزايش يافته و قيمت مسكن بهخاطركمبود آهن و فولاد وسيمان، در بعضي قسمتهاي تهران هفت برابر شده است. رفسنجاني«مسئله تورم و گراني» را «يك مسئله بسيارجدي» در داخل كشور ميداند (تلويزيون رژيم-30آذر86) .
احمدي نژاد از يك «رسوب 12هزار و 300ميليارد توماني چك پول در بازار» در پايان مهرماه شِكوه سر ميدهد اما اقتصاددانان رژيم طرحهاي اقتصادي «دستوري» و «ضربالاجلي» پاسدار احمدي نژاد از قبيل «بنگاههاي زودبازده» و «سهام عدالت» را «تقسيم صدقهگونه درآمدها» و «پخش هليکوپتري درآمد» ميدانند. سازمان مديريت و برنامه ريزي (سازمان برنامه و بودجه سابق) و شوراي پول واعتبار و سازمان حسابرسي ملي منحل شده و بانك مركزي از وظائف خود ساقط گرديده است. در واقع سازمان اداره كننده اقتصاد كشور درحال ريزش و فروپاشي است.
اين در كشوري است كه رئيس سابق سازمان مديريت و برنامه ريزي آن اعلام كرد كه « ارزش نفت و گاز استحصال شده در كشور» در سال86 براساس ميانگين 75 دلار براي هربشكه نفت، 140 ميليارد دلار ميشود. (ستاري فر، نامه به احمدي نژاد-30آذر86).
دومين رئيس سازمان برنامه و بودجه در زمان خميني، چند هفته پيش، گفت درآمدهاي نفتي ايران در 28سال گذشته 900ميليارد دلار بوده ولي «نميدانيم اين مقدار از درآمد، در کجاها هزينه شده است» (عزت سحابي-13 اسفند86).
در تيرماه تلويزيون سي ان ان از يك نظر سنجي پنهان توسط يك گروه فراحزبي آمريكايي در ايران خبر داد كه « اولين نظرسنجي عمومي است كه از زمان رياست جمهوري احمدينژاد به عمل آمده است». طبق اين نظرسنجي 79 درصد مردم ايران خواستار يك سيستم دموكراتيك هستند (سي ان ان-25تير86).
قسمت دوم - انتخابات و مرحله كنونى
انحلال و اضمحلال رژيم ولايت فقيه به معني مرحله فرسايش و تجزيه و ريزش، كه ويژگي دوران سرنگونيِ اين رژيمِ ضدتاريخي است، در انتخابات مجلس ارتجاع بارز شد. يكپايگي وانقباضِ ولايت فراگير شد و سراپاي هيكل و قواي سه گانه رژيم را در برگرفت. بهراستي كه اين انتخابات از بابت تحريم سراسري و از بابت تصفيه و جراحي سياسي يك نقطه عطف محسوب ميشود.
ولي فقيه ارتجاع آنچه را در انتخابات مجلس در پايان سال 82، پس از سقوط عراق و جمع آوري سلاحهاي مجاهدين، كاشته و در گماشتن پاسدار احمدينژاد به رياست جمهوري در سال 84 به بار نشانده بود، اكنون در اين انتخابات درو كرد و به بلوغ رساند.چنين تعادلي در درون رژيم در سه دهه گذشته و حتي در زمان خميني، بيسابقه است. اكنون با يك رژيمِ تكپا و بهكلي معيوب و معلول مواجهيم. آنقدر كه فرياد اتحاديه اروپا هم بلند شده و بر بام جهان گواهي ميدهد كه «اين انتخابات نه آزاد بود و نه عادلانه» .
تا بداند مسلم و گبر و يهود
كاندر اين صندوق جز لعنت نبود
***
برخي گمان ميكنند كه گوئيا صورت مسأله اين انتخابات حذف باندهاي موسوم به اصلاح طلب بوده است. اما اين كار چهار سال پيش در انتخابات اسفند 1382 انجام شده و پس از به حاشيه راندن آنها بود كه احمدينژاد به رياست جمهوري رسيد و رژيم يكپايه شد. بنابراين صورت مسأله اين انتخابات در يك كلام بمب اتمي با همه الزامات آن در قبال قطعنامه ها و رويكرد جامعه بينالمللي است. هدف، به كنترل درآوردن و آب بندي جبهه ولايت و مرتجعان خلّصِ موسوم به اصولگرا و خط بستن براي تك و پاتكها و بحرانهاي بعديست.
ولي فقيه دوماه قبل از انتخابات با اشاره به « رفتارهاي دوگانه دشمن » در برابر دستيابي رژيم «به انرژي هستهيي» گفت: «حساسيت رهبري در مورد انتخابات به اين دليل است كه مبادا افرادي با گرايش به سلطه پذيري و احساس ضعف در برابر قدرتها و منفعل در مقابل هوچيگريهاي بينالمللي به مجلس راه يابند» (خامنهاي ـ 16دي 86) .
پاسدار احمدينژاد هم بلادرنگ نتيجه انتخابات را پاسداري از «حق بهرهمندي از همه ظرفيت انرژي هستهيي» اعلام كرد؛ همان چيزي كه لاريجاني در مقام دبير شوراي عالي امنيت آخوندها سال گذشته آن را به حق «نفس كشيدن» و راه نفس رژيم تشبيه كرد (لاريجاني- 2مرداد86) ؛ همان چيزي كه آخوند جنتي دبير شوراي نگهبان ارتجاع «توقف و ركود» در آن را به مثابه «ايست قلبي» و «مرگ» نظام توصيف ميكند (جنتي-9فروردين87).
***
گزارش شاهدان عيني از وضعيت 25هزار صندوق رأيگيري در شهرها و مناطق مختلف كشور كه توسط ستاد اجتماعي مجاهدين منظم و جمعبندي شده حاكي از درنورديدن همه مرزهاي خدعه و تقلب توسط رژيم از يكسو و بالاترين تحريم اجتماعي و سياسي از سويديگر است.
خريد آراء قشرهاي تهيدست همراه با توزيع سيمكارت و حواله بنزين يا ناهار مجاني و مواد غذايي و خريد و فروش آشكار رأي از طريق بنگاههاي تأمين رأي با تيمهاي سيار موتوري هزارها نمونه دارد و به يك صنعت كليدي در انتخابات آخوندي تبديل شده بود.
همچنين توصيفات سران و سركردگان خراطيشده نظام تحت عنوان «چيدمان كرسيهاي مجلس» و «مهندسي انتخابات» ما را از شرح و بسط بينياز ميكند. گوش كنيد :
-پاسدار قاليباف شهردار كنوني تهران و سركرده پيشين نيروي انتظامي و نيروي هوايي و موشكي سپاه گفت: حالم از سياست به هم ميخورد! (عصر ايران-27اسفند86)
-خاتمي آنچه راكه در هيأتهاي اجرايي اتفاق افتاده «فاجعه» خواند و «كارگزاران»رفسنجاني گفتند «با دست و پاي شكسته در انتخابات شركت ميكنيم»!
-موسويلاري وزير كشور خاتمي گفت: انتخابات «مهندسي شده است و رد صلاحيتها نيز بيحساب و کتاب صورت نگرفته است و روشن است که اکثريت مطلق مجلس در اختيار جناح رقيب خواهد بود» (سايت نوروز- 24بهمن86).
-تاجزاده معاون وزير كشور خاتمي گفت: «در اين انتخابات ما با پديده بازگشت روح سعيد امامي و تعميم روشهاي او مواجه شدهايم. آقاي جنتي و همفكرانش سطح رسيدگي به صلاحيت داوطلبان را آن قدر تنزل دادهاند كه كار شوراي نگهبان گرفتن توبهنامه براي تأييد صلاحيت شده است. يعني همان شيوههايي كه بازجوها در اوين به كار ميبرند تا با تحت فشار قرار دادن افراد، اقرارهاي خود خواسته از آنان بگيرند. آقاي توكلي با افتخار اعلام ميكند كه ما جلسات حزب رقيب را شنود و منتشر ميكنيم. آقاي باهنر زنده ماندن اصلاحطلبان را ناشي از رأفت اصولگرايان ميخواند. آقاي حسين شريعتمداري ضرورت تشكيل دادگاههاي جديد و مجازات سنگين اصلاحطلبان را به قاضي مرتضوي يادآوري ميكند. » ( خبرگزاري آريا-6اسفند86).
- جلائي پور از كارگزاران دوم خردادي گفت كه حتي «نميگذارند اصلاح طلبان نيز كنار بروند، بلكه اصلاح طلبان بايد در انتخابات نيز شركت كنند تا مردم رأي بدهند و اصلاح طلبان ببينندكه از صندوق بيرون نميآيند» (سايت روز-12 اسفند86).
راستي كه ذلّت و توسريخوردگي براي ريزشيها و تصفيه شدگان نظام بيشتر از اين متصور نبود. شعار انتخاباتي باند غالب رژيم موسوم به :« جبهه متحد اصولگرايان» اين بود: «پروا مكن بشتاب همت چارهساز است»! حركت «بيدنده و ترمز» را به انتخابات تعميم داده بودند.
***
ولي فقيه و پاسداران و دژخيمانش از اين پيشتر وزارت كشور و استانداران و فرمانداران و حتي بخشداران را چنانكه بايد بهقول رقبا «چيدمان» كرده بودند. روح خبيث سعيد امامي و دژخيمان همدست او در اطلاعات و سپاه همه جا را پر كرده بود. براي مثال دژخيم پورمحمدي وزير كشور همان معاون سابق وزارت اطلاعات است كه در سال 67 يك عضو اصلي در «كميته مرگ» بود كه 30هزار زنداني مجاهد و مبارز را در مدت كوتاهي اعدام كردند. پاسدار عليرضا افشار معاون سياسي پورمحمدي در وزارت كشور، همان سركرده پيشين جنايتكاران بسيجي است.
در قدم اول بدون هيچگونه محذور و رودربايستي و در نظر گرفتن آماري كه در سرشماري آبان1385، خودشان اعلام كرده بودند، بيش از 6 ميليون از آمار دارندگان حق رأي كم كردند.
در قدم بعد دژخيم پورمحمدي پيشبيني كرد 35ميليون نفر از 7/43 ميليون دارندگان حق رأي يعني بيش از 80درصد در انتخابات شركت خواهند كرد (پورمحمدي-11بهمن86).
اما در روز انتخابات ابعاد تحريم به حدي بود كه وزير كشور رژيم ناگزير10ميليون نفر تخفيف داد و از 35ميليون شركت كننده به 25ميليون عقب نشست! با اين حال جمع جدولهاي سرهم بندي شده وزارت كشور از آرا مأخوذه در كل كشور، كمتر از 23ميليون نفر را نشان ميدهد. 168هزار نفر از هموطنانمان در تهران در روز انتخابات به صندوقهاي نظام «رأي باطله» نثار كردهاند! درنتيجه ادعاي رژيم، اكنون به 8/22ميليون تنزل پيدا كرده است. طبق همين جدولها، در تهران و 7شهر بزرگ كه بيش از يك ميليون جمعيت دارند، رژيم حتي نتوانسته است براي رديفهاي اول راه يافتگان به مجلس ارتجاع بيش از 5 الي 12 درصد رأي دستوپاكند.
***
نتيجه اينكه مجلس ارتجاع با همان الگوي كابينه پاسدار احمدي نژاد به مجمع دژخيمان و آدمخواران نظام تبديل شد تا در خط ولايت «بيدنده و ترمز» به سوي «شكوفايي» اتمي و «نوآوري» تروريستي و سركوبگرانه پيش برود. ولي فقيه و گماشته و دژخيمانش مجلسي چيدند كه از مجلس شمر و يزيد چيزيكم ندارد. آخوند جنتي ميگويد: «مقام معظم رهبري اين سال را سال نوآوري و شكوفايي ناميدند. اين نامگذاريها حساب شده است يعني مدتي رويش حساب ميشود كه شرايط زمان ما و شرايط مكان ما و شرايط سياسي ما و شرايط داخلي ما، خارجي ما، همه شرايط ماچه جوري است و در اين سال چه حركتي بايد صورت بگيرد... و لذا اونچه فرمودند مساله نوآوري، يك مسأله بسيار جدي است و اين نوآوري حركتي است كه نميتواند متوقف بشود» (9فروردين) .
***
سركرده پاسداران 5هفته قبل از انتخابات گفته بود: «در هر مقطع انتخاباتي مرزهاي مختلف شكل ميگيرد و اكنون ما به جرياني بنام اصولگرايي رسيده ايم كه به نوعي انقلابي در انقلاب بود...جريان اصولگرايي بعد از 25-26 سال دوباره زنده شد و در حاكميت دو قوه منتخب (مجلس و دولت) قرار گرفت». «اگر بسيج ميخواهد در موضوع انتخابات فعاليتي كند - كه به اذن رهبري مي تواند تلاش كند- بايد جرياني را كه بهوجود آورده حفظ، كامل و گسترده كند». «بايد براي توسعه انقلاب درجهان تلاش كنيم...ما بايد خود را براي آيندهيي سختتر و با مجاهدت براي توسعه انقلاب آماده كنيم و هرچه در گذشته براي بقا يا توقف و انحراف انقلاب صورت گرفته سپري شده است... انقلاب ما اكنون جهاني شده است» (خبرگزاري حكومتي فارس-18بهمن86).
پاسدار شعباني فرمانده دانشكده فرماندهي و ستاد پاسداران هم گفت: «آنان حرفهايي كه زدند دل دشمنان نظام و اسلام و انقلاب را شاد كردند، آنان كه نامه اي مبني بر توقف غنيسازي اورانيوم دادند، چگونه به خود اجازه مي دهند، چگونه جرأت كردند كانديداي انتخابات مجلس شوند» (همانجا).
***
جالب اينجاست كه رژيم ملايان و عقبه آن در اروپا و آمريكا تلاش ميكنند با بازي كلمات، جبههبندي دروني خود را با الگوي دموكراسيهاي غربي تحت عناوين جناح «محافظهكار» و جناح «رفرميست» قابل هضم كنند. در حاليكه طبق قانون انتخابات در رژيم ولايت فقيه، همه انتخاب شوندگان دركليه سطوح بايد «اعتقاد قلبي و التزام عملي به ولايت فقيه» داشته باشند. به عبارت ديگر كسي كه قلاده ولايت و فاشيسم ديني را بر گردن نداشته باشد هرگز در اين رژيم جايي ندارد.
تا آنجا كه ما ميدانيم در دادگاه نورنبرگ بين فاشيست محافظهكار و فاشيست رفرميست تميزي نبود. از اينرو برعهده كنسرواتيوها و رفرميستهاي عالم است كه در قياس با معتقدان قلبي و ملتزِمان عملي نسبت به ولايت فقيه، اعم از سختسران و نرمتنان، از خود اعاده حيثيت كنند!
***
تا آنجا كه به مردم و مقاومت ايران برميگردد، دعواي ما با اين رژيم از روز اول برسر انتخابات آزاد و حاكميت مردم در برابر ولايت فقيه و استبداد ديني بوده است. 9سال پيش شوراي ملي مقاومت ايران يكبار ديگر خاطرنشان كرد كه «معيار تشخيص استحالهطلبان قلابي از اصلاحطلبان واقعي را تحميل كردن انتخابات آزاد بر اساس اصل حاكميت مردم به رژيم ميداند» و «رفرميست واقعي، در مبارزه عليه استبداد مذهبي، با شوراي ملي مقاومت همسوست. وگرنه ادعاي اصلاحطلبي، گشايش يا طلب «جامعهٌ مدني» حرفي پوچ و ادعايي ميانتهي خواهد بود» (بيانيه 25 فروردين 1378).
***
جاي خوشوقتي است كه اتحاديه اروپا با گواهي به اين كه انتخابات رژيم «به روشني نشاندهنده ناهمخواني با استانداردهاي بينالمللي» بوده است، اذعان ميكند كه «مردم ايران استحقاق يك انتخابات دمكراتيك و عادلانه» را دارند. آنچه باقي ميماند اينست كه لطفاً به ما بگوييد كه دعواي ما با رژيم ولايت فقيه بر سر چه بود؟! بر سر حاكميت و رأي مردم بود يانبود؟ اگر قبول داريد كه انتخابات آزاد با رأي مساوي و مستقيم و مخفي آحاد مردم با نظارت ارگانهاي بينالمللي (كه پيوسته بر آن تأكيد كردهايم) اصل دعوا است، پس بايد از برچسب تروريستي به مجاهدين شرم نمود. نامشروع بودن نمايش انتخابات رژيم آخوندي را باور كنيم يا برچسب تروريستي بهخاطر دفاع از انتخابات آزاد و حق حاكميت مردم را ؟
خود ميكشي حافظ را
خود تعزيه ميداري ! ؟
شايد هم حالا پس از اينهمه انقباض و «شكوفايي» و «نوآوري» آخوندي در مرحله ريزش و سرنگوني فاشيسم ديني، بايد چرخش اجتناب ناپذير سياستمداران و تجّار محترم را باور كرد!
قسمت سوم- هماورد و جايگزين
تلاش پرهزينه و بيوقفه رژيم براي دروغپردازي و پرونده سازي عليه مجاهدين و مقاومت ايران، همراه با توطئه هاي زنجيرهيي و مسلسل بهمنظور نابودكردن فيزيكي و سياسي و تشكيلاتي آنها درسال 86 اين حقيقت را بارز كرد كه رژيم در پهنه ملي و ايراني مانند سه دهه گذشته هماوردي جز مجاهدين و جايگزيني جز شوراي ملي مقاومت ايران نمييابد.
در سال 86 رژيم آخوندي 9876بار مجاهدين و مقاومت ايران را در راديو و تلويزيون ومطبوعات و خبرگزاريها و سايتهاي تابعه يا وابسته به اطلاعات نظام وهمچنين راديوهاي فارسي زبان، هدف تهمت و افترا و لجن پراكني قرار داد.
ما همه مطبوعات و رسانههاي رژيم درداخل و خارج كشور را پيگيري و بازبيني نكردهايم و اين عدد دربرگيرنده تمامي موارد نيست. خبرها و مقالات و كتابچهها و كتابهاي منتشر شده توسط « ارشاد» آخوندي و «فرهنگ و ارتباطات» و سفارتها و مزدوران به زبانهاي خارجي بخصوص عربي و انگليسي و فرانسوي نيز در اين عدد منظور نشده و حساب جداگانه دارد.
اما با همين عدد هم بهسادگي ميتوان دريافت كه آخوندها درتمام ايام سال بدون تعطيلي، بهطور متوسط روزانه 27بار به دروغپردازي و فحاشي ولجن پراكني عليه مجاهدين و مقاومت ايران مبادرت كرده اند يا همان دروغ را ازشبكه و كانال ديگري به خورد مستمعان خود دادهاند.
خريد برنامه تلويزيوني از الجزيره در لندن براي مأموران وزارت اطلاعات، خريدن خبرنگاران بي پرنسيب و بردن آنها به تهران براي مقاله نويسي عليه مجاهدين، اعزام مأموران به دفاتر صليب در كشورهاي مختلف جهان، دعوت هيأتهاي خارجي به زندان اوين براي گفتگو با مأموران، ترتيب دادن جلسات تبليغ عليه مجاهدين در كشورهاي اروپايي و كشورهاي عربي مانند اردن و لبنان از سوي سفارت رژيم و مأموران، انعكاسگرفتن از راديوهاي فارسي زبان، شبكهلابي ضدمجاهدين و مقاومت ايران در آمريكا و كشورهاي اروپايي،شكايتهاي زنجيرهيي عليه مجاهدين در فرانسه و عراق و آلمان، تلاش براي آلت دست قراردادن قضائيه عراق بهمنظور باز كردن پروندههايي از قبيل كشتار شيعيان و اكراد و همچنين بازيچه قراردادن قضائيه فرانسه براي بازگشودن پرونده صياد شيرازي يا وارد كردن مأموران رژيم در پرونده 17 ژوئن و دادگاه لوگزامبورگ به بهانه مجروحان فلان عمليات در اهواز يا تهران؛ تصوير اين ضديت بيمارگونه را تكميل ميكند.
***
به چند نمونه از اين دروغهاي 27گانه يوميه توجه كنيد :
-خبرگزاري فارس: مجاهدين خلق افراد القاعده رادر عراق آموزش ميدهند!
-15نفر از مجاهدين خلق در روستاي عنبكيه (در نزديكي اشرف) در درگيري با روستاييان بقتل رسيده اند.
-مطبوعات رژيم: بمبگذاري مجاهدين در قطار لوگزامبورگ
-تلويزيونهاي رژيم: آمريكا و اسرائيل اطلاعات اتمي خود را براي انتشار به منافقين ميدهند! (در مقابل اين ترفند سخيف آخوندها بايد گفت: دست مريزاد به چنين كساني كه در عين حال كه در ليست آمريكا هستند اما اطلاعات اتمي آمريكا و اسرائيل بدون اينكه از طريق آنها منتشر شود، ارزش استفاده و استناد ندارد!! ).
- خبرگزاري حكومتي مهر: علي شمخاني، وزير دفاع سابق ، گفت: در عمليات فروغ جاويد، مجاهدين خلق، تعداد زيادي اسلحه از ايرانيها گرفتند. آمريکاييها ببينند آيا اين اسلحهها مربوط به آن عمليات نيست.
- سلاحهاي ايراني كه ژنرال پترائوس ميگويد توسط ايران به عراق آورده شده، از سوي مجاهدين خلق وارد و سپس در اختيار نيروهاي آمريكايي قرار گرفته است!!
-روزنامه اعتماد: ارتش سلطنتي انگلستان مستقر در مرز شلمچه تعدادي از عناصر گروهك تروريستي منافقين را بهعضويت خود در آورده است
-روزنامه جوان: آموزش منافقين توسط نظاميان انگليسي در اردن
-روزنامه ايران: فرار منافقين به اسرائيل
-خبرگزاري رسمي رژيم (ايرنا): منافقين به كليساي مسيحيان عراق حمله كردند
-فرمانده نيروهاي المغاوير عراق ميگويد سران منافقين 11 عضو جوان خود را بهدستور مسعود رجوي كشته و پس از در معرض انفجار قراردادن اجسادشان آنها را بهعنوان قربانيان انفجارهاي تروريستي در عراق دفن كردند.
-سفارت امريكا در بغداد به پليس عراق گفته است در امور داخلي منافقين دخالت نميكند اما گروهك منافقين با تشكيل دادگاههاي نظامي و صحرايي افرادي را كه بازگشت به ايران را خواستارند قلع و قمع ميكند.
-خبرگزاري فارس: شش عنصر مسلح و تروريست منافقين همراه با يك گروه شبه نظامي القاعده در عراق و در جنوب غرب بغداد دستگير شدند.
-تلويزيون رژيم: منابع خبري عراق از همكاري و دخالت گروهك تروريستي منافقين با عناصر سيا در يورش به هتل پالاس و دستگيري يك عضو هيأت بازرگاني ايران در شهر سليمانيه عراق خبر دادند .
-تلويزيون رژيم: منابع آگاه از قتل عام 24 نفر از توبهكنندگان منافقين خبر داده اند.
-روزنامه رسالت: يکمنبع مطلع عراقي به نقش منافقين در عمليات تروريستي نيمه شعبان در کربلا اشاره کرد و گفت: اين گروهک تروريستي قصد داشت تا با استفاده از هواپيماهاي کوچک، مرقد مطهر حضرت امام حسين(ع) و حضرت عباس( ع ) را مورد حمله قرار دهد......
قرار بود نيروهاي مخالف دولت عراق در استان الانبار ، هواپيماهاي سبک را به پرواز درآورده و منافقين در اين طرف درياچه زرازه(20کيلومترى کربلا) آنها را از زمين هدايت کنند تا بارگاه امام حسين(ع) و حضرت عباس(ع) را از آسمان هدف قرار دهند و بدين ترتيب حرمين شريف را به آتش بکشند.
-تلويزيون رژيم: آمريكاييها براي سوء استفاده و بهرهبرداري عليه ايران در افكار عمومي مردم عراق با پوشيدن لباسهاي رسمي نيروهاي نظامي كشورمان، عليه مردم عراق جنايت م