besoye_pirozi ـ به سوی پیروزی - Content
 
 
 
  به سایت خودتان خوش آمدید         امروز 17 دي ماه ، 1387
 
فهرست
فهرست
صفحه اول
صفحه اصلي
دیگر سایتها و صفحات





گوناگون
· ويديوهاي مهم از سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران[49]
· نامه های رسیده[50]
· انتشارات مقاومت[32]

فرازهایی از پیام هشتم آذر ماه

فرازهایی از پیام هشتم آذر رهبر مقاومت

پیام بهمجاهدان اشرف و یاران اشرفنشان
در ایران و كشورهای مختلف جهان
مسعود رجوی ـ 8آذر1387

سلام بر شما و نبرد خستگیناپذیرتان با رژیم ضدبشری،
سلام بر شیرزنان قلههای رهایی و كوهمردان طریقت پایداری،
با درود بهیاران و یاوران شهر شرف در ایران و كشورهای مختلف جهان،
با درود بههموطنان و خانوادهها و پهلوانان و قهرمانان متحصن در واشينگتن و ژنو،
و با یاد مجاهد خلق، شهید صدیق عبدالرضا رجبی

1ـ عراق
موافقتنامه ادامه حضور و خروج نیروهای آمریكایی تا پایان سال2011 میلادی در مجلس عراق بهتصویب رسید. رژیم آخوندی یك كلانضربه استراتژیك دریافت كرد. بلعیدن عراق برای افعی ولایت غیرممكن شد. رؤیای ولیفقیه ارتجاع و گماشته و عمله او برای پركردن «خلأ بزرگ قدرت» پس از عقبنشینی آمریكا در عراق، بر باد رفت.
ضربه مضاعف به رژیم آخوندی و عوامل آن در عراق، طرح اصلاح سیاسی بود كه مورد توافق مجلس قرار گرفت و بر اساس خبرهایی كه منتشر شده شامل نكات مهمی از قبیل اصلاحات در قانون اساسی عراق، آزادی زندانیان، بازگرداندن مهاجران و انحلال دادگاه عالی جنایی میباشد. رفرمهای سیاسی با مضمون خلع ید از رژیم آخوندی در دولت و ارتش و ارگانهای امنیتی و نهادهای قضایی و اقتصادی عراق لازمه كاهش نیروهای آمریكایی و خروج بالمآل آنها از این كشور است.
2ـ شقه و ریزش رژیم آخوندی در عراق
دو روز قبل از تصویب موافقتنامه در هیأت دولت عراق، یك ائتلاف جدید بنام «دولت قانون» در رسانههای این كشور مطرح شد. این ائتلاف كه نخستوزیر عراق و همپیمانانش در محور آن قرار دارند، از ضرورت جدایی مسیر سیاسی عراق از رژیم حاكم بر ایران و عوامل آن حكایت میكند و بهآن رسمیت میبخشد.
تلویزیون الجزیره در این باره گفت: «مجلس اعلا و حزبالدعوه دو ركن اصلی ائتلاف شیعی هستند كه بر عراق حكومت می‌كنند. جدایی آنان از یكدیگر بیانگر شكاف عظیمی است». «نگرانیهای انتخاباتی محور اختلاف بین دو طرف است. هنگامیكه مالكی شروع بهتشكیل شورای پشتیبانی در استانهای جنوبی كرد با مخالفت شدید مجلس اعلا مواجه شد. شاید اختلاف دیگر بر سر دعوت مالكی برای تقویت حاكمیت دولت مركزی از طریق اصلاح قانون اساسی است. این سمت‌گیریها مجلس اعلا را ناراحت می‌كند و فاصله بین این گروه با حزبالدعوه را بیشتر میسازد» (24آبان) .
در آستانه انتخابات تعیینكننده شوراهای ادارهكننده استانها، رژیم آخوندها بر اثر انزجار و نفرت روزافزون مردم عراق بهخاطر تبهكاریها و كثرت جنایتهایش، در وضعیت ریزش و شقه سیاسی قرار گرفته است.
گفته بودیم كه «شعار استراتژیكی خلع ید از رژیم ولایتفقیه در عراق به یك شعار تودهیی تبدیل شده و در تعادل قوا بهسود آلترناتیو عراقی در برابر آلترناتیو ملایان حاكم بر ایران عمل میكند». بهنحوی كه «هیچكس و مطلقاً هیچكس جز رژیم و همدستان و عوامل آن در عراق خواهان اخراج مجاهدین نیست و رژیم در این خصوص سر خود را بهسنگ میكوبد». «راهحل در عراق، خلع ید از رژیم ایران و راهحل در ایران، تغییر و سرنگونی این رژیم است» (پیام بهجوانان و نیروهای انقلاب دموكراتیك مردم ایران ـ فروردین1387) .
اكنون بهروشنی میتوان دید كه از كلانضربه تا شقه و ریزش و جیغ و دادها و خط و نشان كشیدنهای رژیم، همهچیز در مسیر خلع ید و كوتاه كردن دست رژیم پیش میرود. در این مسیر تا بهامروز مسافت زیادی طی شده است.
3ـ بحران فراگیر مالی
از 3ماه پیش بحران مالی بهبزرگترین تحول بینالمللی تبدیل شده است. اصطلاح سونامی و سونامی بزرگ مالی از 3ماه پیش بهاغلب رسانههای جهان راه یافته است. بهگفته كارشناسان اقتصادی، بسیاری مؤسسات بزرگ مالی در این سونامی یكباره مانند خانه‌های كاغذی مچاله شدند و چهبسا غولهایی كه یكی پس از دیگری فقط در عرض چند روز از دور خارج شدند. بحران با سرعت بهسراسر جهان گسترش یافت و بازارهای بینالمللی بورس را دچار ركود و وخامت بیسابقهیی كرد.
وزیر دارایی آلمان گفت «پس از این بحران جهان دیگر آنی نخواهد شد که قبل از بحران بود». (پیر اشتاین بروك، سخنرانی در مجلس آلمان ـ دویچهوله 25سپتامبر 2008) .
یك روزنامه فرانسوی نوشت: «توفان نوح در بازارهای مالی، منجر بهیک چرخش ایدئولوژیک با ابعاد متفاوت در همه کشورهای جهان شده است» (لیبراسیون 26سپتامبر2008) .
یك روزنامه سوییسی نوشت: «جابه‌جاییهای پایه‌یی در دنیای بانکها، بزرگتر از آن و نیروهای آزاد شده از این جابه‌جاییها ویرانگرتر از آن هستند که بازگشت نظام مالی پیشین را ممکن سازند» (تاگس آنسایگر 18سپتامبر 2008) .
نیوزویك از زیر سؤال رفتن «سیستم سرمایهداری آنگلوساكسون» خبرداد (13اكتبر 2008) .
نوول آبزرواتور نوشت: «دنیای سرمایهداری با بن‌بست ایدئولوژیكی روبهرو شده است. وقت آن رسیده است که دنیای قدیم جای خود را بهچیز جدیدی بدهد» (5اكتبر 2008) .
قدر مسلم این است كه آمریكا دیگر نخواهد توانست بهمیزان گذشته سیادت مالی و هژمونی خود را در جهان حفظ كند.
طبق تجارب قرن بیستم، بحرانهای بزرگ اقتصادی بهتحولات بزرگ سیاسی راه برده است. برونرفت این قبیل بحرانهای شدید با توافقات و تقسیمهای جدید یا با جنگ صورت گرفته است. در چنین مقاطعی، بسیاری چیزهای نامتصور امكانپذیر شده و درگیریهای متعدد منطقهیی هم بهوقوع پیوسته است. از این رو سونامی بزرگ مالی، تعادل و آرایش سیاسی دنیای پس از جنگ جهانی دوم را تغییر میدهد.
تردیدی نیست كه این بحران برای رژیم فرسوده حاكم بر ایران تهدیدها و پیامدهای زیادی در بر دارد. همچنانكه میتواند در مسیر آزادی و مقاومت مردم ایران كمككننده باشد و برخی موانع و بنبستها را در هم بشكند. حاكمیت ایدئولوژی پول‌ و تجارت به رژیم آخوندها بسیار ميدان داد. باعث انسداد فضای تنفس جنبشهای آزادیبخش شد. بهمقاومت مشروع مردم ایران در برابر فاشیسم دینی هم برچسب تروریستی زد و موجب رشد تروریسم و ارتجاع در خاورمیانه گردید. اكنون ارزش سهام نامگذاری مجاهدین در بازار بورس لیستهای تروریستی كاهش مییابد.
یكی از كارشناسان رژیم چند روز پیش گفت: «تأثیرات بحران مالی در ایران بسیار بیشتر از تأثیرات آن بر کشورهای غربی است». او خاطرنشان كرد «با توجه بهمنزوی بودن اقتصاد ایران، درآمد ارزی نسبت به5ماه گذشته روزانه 200میلیون دلار کاهش داشته است» و «بهطور حتم دولت دچار کسری بودجه خواهد شد که این مورد تورم را بهدنبال دارد» (سعید لیلاز ـ خبرگزاری ایلنا 3آذر) .
4ـ انتخابات آمریكا
بسیاری تحلیلگران آمریكایی برآنند كه آمریكا با حمله بهعراق مرتكب یكی از بزرگترین اشتباهات استراتژیكی تاریخ خود گردید. ارتجاع حاكم بر ایران نخستین سودبرنده بود و بهحاكمیت مشترك آمریكا و این رژیم در عراق منجر گردید (واشينگتن پست ـ 26اوت 2007) .
آقای اوباما بهعنوان نخستین سیاهپوستی كه در تاریخ آمریكا بهكاخ سفید راه یافته و مشخصاً در مخالفت با جنگ در عراق و با شعار «تغییر» و این كه «میتوان و باید تغییر داد» بالا آمده است، پاسخ اجتماعی و سیاسی و تاریخی آمریكا بهبحران اقتصادی و سیاسی است. او آمده است تا سیستم را رفرم و ترمیم كند. اوباما با محبوبیت اجتماعی و استقبال جهانی و اكثریت چشمگیر در كنگره و سنا در موضع قدرت قرار دارد و تا وقتی در این موقعیت است میتواند بر خلاف سلفش سیاستها و خطوط خویش را پیش ببرد.
او به خط قرمز هستهیی در مورد رژیم ایران حتی همراه با گزینه نظامی البته با توافق بینالمللی یا همراه با شركای غربی، متعهد گردیده است. منافع آمریكا هم در همین است.
او بهخط قرمز حفظ عراق بهمعنی واگذار نكردن آن به رژیم، متعهد گردیده است. منافع آمریكا هم در همین است.


از سایت خورشید آزادی

-زنان نامدار جهان

-زنان پیشتاز ایران

-گفتگوها (ویدئو)

-گزارش ها (ویدئو )

-اخبار (نوشتار)

-ساعت طغیان

-مقاله ها (ویدئو )

-مقاله ها (نوشتار)

-رویدادهای زنان

-ترانه ها(صوت و تصویر)

-مریم رجوی

-زنان شهید مقاومت

-گوناگون

-نکته ها و نظرها

-اخبار تصویری

-طپش بی پایان

-زنان صدر اسلام


منتخب مقاله ها (2)

* «يك بام و دو هوا»ی سیاسی تا به كي؟ حسين اخوان توحيدي
* تغييرسياست يا سياست تغيير؟!- آرميك جاسميان
* دالاندار! خر, خر را خورد!(1). . . – ابوالفضل فولادوند
* هابيليان, نجات و...ابزار زنگ زدة آخوندها در فازپاياني – هادي نخجيري 
* هر دم ازاين باغ! بري مي رسد، تازه تر! از تازه تري مي رسد- مهدي ايزدي
* لوموند: «اروپائیها، باراک اوباما و پارادوکس ایران»
* فرياد رسا - بمناسبت شهادت مجاهد قهرمان عبد الرضا رجبي - محمود يونسي
* من از اینجا بوی خوش ایران را احساس میكنم  - علی قاسمی


ويديو تصاوير شهر اشرف

یک ویدئو کلیپ از تصاویر میادین ، بناها و نمادهای شهر اشرف ، امیز خیز ایران

برای مشاهده اینجا کلیک کنید


فیلم های سایت فردای ما

فیلم های سایت فردای ما

-دانشجو

-دریچه آبی - احسان

-هوای تازه

-هوشمند (علمی)

-جشن های شهر اشرف

-معرفی فیلم

-نوبت شما

-تماشایی

-تازه ها (علمی)

-کلیپ های هنری

-گوناگون

-زیر ذره بین

-بخوان بنام گل سرخ

-دنیای سینما

-ویئوهای طنز

-دیگه چه خبر؟

-در مسیر زمان

-گفتگوی صمیمی

-گزارش ورزشی

فیلم های آرشیو سایت فردای ما

-آرشیو دریچه آبی

-آرشیو دنیای سینما

-آرشیو هوشمند

-گذری در اشرف

-دانستنیها

-فیلتر شکن (علی)

-بخوان بنام گل سرخ

-معرفی فیلم

-ویدئو کلیپهای هنری

فیلم های صفحه با مهر تا آزادی

-گفتگوها

-گوناگون

-ترانه های مهر

-صدای یاران

-از غروب تا طلوع


از صفحه نگاه روز

فیلم های صفحه نگاه روز

-بحران اتمی آخوندها

-عراق

-تروریسم رژیم در منطقه

-اقتصاد روز

-گزارش سیاسی هفته

-هفت روز هفته

-جهان در هفته گذشته

-جهان در تصویر

-جهان روز

-مطبوعات حکومتی

-فعالیتهای مقاومت

-رسانه های بین المللی

-پرسش و پاسخ

-اخبار فارسی سیما

-گزارش ورزشی هفته

-سیمای آزادی

-صدای آزادی

-نقض حقوق بشر

-دنیای ورزش

-ایران ، اعتراض

-ایران ، سرکوبی


لینکهای صفحه ویدئوها

لینکهای صفحه ویدئوها

-ویدئوهای 19 و 22 بهمن

-فیلمهای سینمایی   

-قطعات موسیقی 

-مقاله های تصویری 

-مناسبتها - مسعود رجوی 

-ترانه های اشرفی 

-ویدئوهای مذهبی 

-سخنرانی های مریم رجوی 

-ترانه های خانم مرجان 

-ترانه های خانم مرضیه  

-سخنرانی های مسعود رجوی   

-نقض حقوق بشر 

-طنز چهارراه استراتژیک

-چهره های هنری و ادبی

-ترانه های نصرت

-ترانه هایی از هنرمندان مقاومت

-ترانه های محمد ملک

-ترانه های روزبه

-ویدئوهای منتخب

-یادبودها و مناسبتها

-ترانه های ماندانا

-ترانه های گروه شباهنگ

-«کاوش» افشاگر

-ترانه های پیمان

-پیامهای آشنا - مسعود رجوی

-«پرونده» افشاگر

-پرتوی از توحید - مسعود رجوی

-پرده ها و سکوتها 

-انتشارات مقاومت 

-اسلام دموکراتیک - استاد جلال گنجه ای 

-جاودانه ها 

-بربال سیمرغ 

-تبیین جهان 

-موزیک 

-کنسرتهای مقاومت 

-ترانه های منتخب 

-جاده صافکنهای جنگ 

-«خاک خوبان» گذری بر شهرهای ایران 

-صدبار خطرناکتر از اتمی 

-در جاده اندیشه و هنر 

-زنان 

-سازمان مجاهدین خلق ایران 

-سرودهای تصویری 

-سرودهای صوتی 

-شعرها - ویدئو 

-ترانه و نمایشنامه طنز 

-ترانه ها و قطعات عرفانی 

 


عمل ضد انسانی شلاق زدن
-فیلمی از عمل ضد انسانی شلاق زدن یک انسان در استان سیستان و بلوچستان

 
پاسخ دیروز به نیازهای امروز و فردا -جلال گنجه‌ای




پاسخ دیروز به نیازهای امروز و فردا


جلال گنجه‌ای
برای ما خواب دیده بودند تا نسل مقاومت ایران را منهدم و دست‌كم متلاشی كنند و ما پوزه‌شان را به‌خاك شكست و ندامت مالانده و هم‌چنان برپا و استواریم. اردوی كمربستگان به نابودی ما، متشكل از قویترین قدرت های جهانی بود كه گو به‌خاطر منافع حقیر، لیكن بسی ابلهانه، به تمنیات شوم آخوندهای حاكم ایران تن داده، و در این زمینه، همه توان های منهدم‌كننده شوم را برضد ما به‌كار گرفتند، اما تمامی زور و زرادخانه‌شان در مصاف با استواری مظلومانه ما و در مواجهه با مشعلهای انسانی، درمانده شدند، و تمامی شر و شعبده‌شان دود شد و به چشم خودشان رفت. اما راستی، ما كیستیم كه اتحادیه ابرقدرت ها و قدر قدرت ها از ما چشم می‌زنند؟
دوست و دشمن، همگی اذعان دارند كه همه عظمت و استواری در اردوی مقاومت ایران به محوری بر‌می‌گردد كه از بنیانگذاری مجاهدین خلق ایران نطفه بست. ثنای دوستان و دشنام دشمنان، هر دو، به همین محور است كه می‌بالند و یا از همین است كه می‌نالند. و این سنگ بنای روزگاران پرافتخار امروزین ملت ایران و مقاومت این ملت، به شهیدان بزرگ بنیانگذار و به‌ویژه به بنیانگذار كبیرمان محمد حنیف‌نژاد بر‌می‌گردد.

تجسم افتخارات دیرینه
میراثهای میهنی و فرهنگی عظیم و دیرینه ملت ایران، آن‌قدر برجسته و شناخته شده است كه نیازی به برشمردن ندارد. در این میان، میراثهای اسلامی كه به‌دست فرزندان ایران ترویج و تقویت شد و جهش های انقلابی در این زمینه كه در جنبشهای ایرانی ظهور كرد، آیتی متفاوت از ظرفیتهای این مرز و بوم را نمایان داشته است. با این همه، اندك تأملی بر ماجراهای تاریخ معاصر ایران، روشن می‌دارد كه همین میراثها كه شایسته بود تا طی بازخوانی و بازتولید متناسب به دریافت درسهای پاسخگو به مسائل نسل و زمانه به انجامد، چگونه اغلب به صورت مكررات خشك و بی‌روح و حتی رماننده و منزجر‌كننده نگهداری و بازگو می‌شد، آن‌قدر كه كمتر كسی به اندیشه و باور راه می‌برد كه بایستی از همین میراثها، چشمه‌سارهای سرشار از زلال زندگی‌بخش را استخراج و به نسل تشنه عرضه كرد. آن‌چه كه حنیف‌نژاد را بر تارك این دوران نشانید، به‌طور خلاصه، در همین راز بود كه او این ظرفیت را دریافت و استخراج و عرضه و ترویجش در میان نسل پیشتاز زمانه را در پیش گرفت. خلاقیت عظیمی كه انبوه كباده‌كشان مبارزه و دیانت، از عهده فهم و اجرای متناسبش برنیامده بوده و حتی در ادراك و تأیید حنیف نیز به جهل و تجاهل غلتیدند.
به‌این ترتیب، حنیف كبیر در تاریخ معاصر و برای نسل های متوالی تا نسل حاضر و تا آیندگان، همانا تجسم زنده و بارور میراثها و افتخارات میهنی است و به‌خصوص، تجسم افتخارات مبارزاتی و انقلابی و افتخارات اسلامی در این مرز و بوم است و از این بابت، نه تنها به تمامی نسل ها و جریانهای پویای این میهن تعلق دارد، بلكه ـ همان‌طور كه امروزه می‌بینیم‌ـ پیام های نجاتبخش وی بر خارج از مرزهای سرزمین كشیده و به صورتی فزاینده، تشنه‌كامان فراوانی را سیراب و سرشار می‌كند.
و اینك به‌جاست كه نگاهی دوباره به چكیده‌یی از رهاورد حنیف و یارانش در بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران بیفكنیم، نگاهی كلیدی كه بتوان با آن ـ تا حدودی ـ به راز ماندگاری و پویایی این مقاومت پی برد، همان كه پاسخش در برابر دشوارترین دشمنیهای منهدم‌كننده، همواره، صلابت ماندگاری و استمرار پویایی بوده است.

ژرفای معنی انقلابی حرفه‌یی
همان‌طور كه معروف است، تحلیل بنیانگزاران سازمان از شكست های مبارزات تا بن‌بست دهه چهل (به‌خصوص پس از شكست خیزش عمومی در خرداد1342)، از‌جمله به این نتیجه‌گیری انجامید كه «فقدان رهبری شایسته» بر تارك مبارزات میهنی، یك درد كهنه در برهه مورد بحث این تاریخ بوده است.
در این نتیجه‌گیری، جای خالی یك «تشكیلات» مستحكم و متشكل از عناصر «انقلابی حرفه‌یی» دیده و شناخته شد. به‌طور طبیعی، پرسشی كه با این نتیجه‌گیری مطرح می‌شود این است كه احزاب و سازمان های سیاسی ملی و میهنی سابق، چرا قادر به رهبری مبارزات توده خلق های ایران نشده و در برابر فشارها و آسیبهای دشمنان حاكم و بیگانگان، دستخوش تفرقه و پاشیدگی می‌شدند. پاسخ خلاصه این بود كه آسیب‌پذیری جنبش و رهبران مورد بحث از این‌جا بود كه آنان جدا از مسئولیتهای مبارزاتی برای خود چیزهای داشته و یا می‌خواسته‌اند كه توانایی گذشت و از دست‌دادن آن چیزها، تمامی آن چیزها، به شایستگی فراهم نبود.
ارزش «فدا» و «از خودگذشتگی»، كلمات و ارزش های جدیدی نبودند و همواره در فرهنگ و تاریخ ایران، سابقه و نمادهای شناخته شده‌یی از «سیاوش» تا «امام حسین(ع)» و.، از این بابت شناخته و مورد احترام همگانی بوده و عواطف مردم ایران به‌طور جاری نثار این نمادها می‌شده است. كمبود در این زمینه از این‌جا بروز می‌كرد كه: فراتر از احترام و عواطف، این ارزش ها به صفت جانمایه مبارزه شناخته نمی‌شد تا كه موضوع عام و دائمی و مسلط بر تمامی فعالیتهای مبارزاتی باشد، تا چه رسد كه به‌عنوان محور «سازمان رهبری‌كننده» و ردیف‌شدن «سلسله مراتب تشكیلاتی»، شناخته و تبعیت شود.
چنین بود كه فلسفه تشكیلات در موجودیتی كه بعدها با نام رسمی «سازمان مجاهدین خلق ایران» خوانده شد، جز «فدا و صداقت» نبود و جز بر همین پایه ادامه و استمرار نیافت. با این توضیح كه این دو كلمه، فراتر از بار اخلاقی عام و عامیانه‌یی كه داشت، اینك و در «مجاهدین خلق»، توانست در هیأت یك تعریف مشخص علمی و دقیق ارتقا یافته و به ترازو و شاخص ارزش‌گذاری تبدیل شود تا كه ساماندهی كادرها و سلسله مراتب تشكیلاتی «مجاهدین» بر این پایه ردیف شود. و چنین شد كه برای سامان و سازمانیافتگی در لایه پیشتاز مبارزاتی ایران یك راه‌حل پاسخگو فراهم شد و این فقدان با پاسخی تجربه شده، برای آن نسل و نسل های امروز و فردای مبارز و انقلابی ایران به ثبت رسید.

و اول كلمه را آفرید
اما دو كلمه «فدا و صداقت» كه در حقیقت، دو‌روی یك «كلمه» و عناصر «شرط و مبنای» یك «ارزش» هستند، بار دیگر و این بار در «آفرینش مبارزه و انقلاب»، همان جایگاهی را یافتند كه به قول «كتاب مقدس»: «اول كلمه را آفرید». كلمه‌یی چنان «سهل و ممتنع» و ژرف، یك مصداق واقعی از مصرع معروف خواجه شدند كه فرمود: «كه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشكلها».
برای توضیح، توجه می‌دهد كه وقتی كار مبارزه به‌تعریفی مشخص از ارزش «فدا و صداقت» می‌كشد، در حقیقت، باید به عرصه مفاهیم و ارزش هایی در فرهنگ و باورهای خودی وارد شویم كه لگدمال و واژگونه شده است، فرهنگ و باورهایی كه حضور مذهب و ـ به‌طور خاص‌ـ دیانت اسلام در بنیادهایش مشهود بوده و چون و چرا بر نمی‌داشت. آری، همین شد كه «بنیانگذاری» یك «بنای بلند» مبارزاتی، یك سازمان رهبری‌كننده تازه، «كه از باد و باران نیابد گزند»، ناگزیر بایستی از بازخوانی و نگاهی متناسب به «اسلام» گذر می‌كرد و چنین كرد. و این «بازخوانی اسلام»، برخلاف كارهای مدعیان دینی، از نقطه «ترویج اسلام» یا «دكانهای اسلامی» آغاز نمی‌گرفت، بلكه از نیاز خلق و تاریخ میهنی ما در‌می‌آمد كه بایستی برای ساختن سرنوشت خویش، نخست از عهده آفرینش یك لایه پیشتاز و رهبری‌كننده مردم و محرومان برآید تا كه بتوانند بر سیاه‌روزی فراگیر و حاكمیتهای شوم و سیاه، چیره و پیروز شوند.
در پی‌افكندن چنین بنای رفیع و شاهراه رهایی، آیا بنیانگذاری مجاهدین می‌توانست دیانت اهل مدرسه و مراجع بازارپسند مربوطه را به مرجعیت و پیشوایی بشناسد؟ جواب، بسیار بدیهی و روشن است: «ذات نایافته از هستی بخش. كی تواند كه شود هستی بخش».
جهل و فساد در دستگاه دینی آن‌چنان گستردگی داشت كه بر كمتر كسی پوشیده بود. با این توضیح كه رهبری جهل و تجاهل در این لایه، همیشه به‌دست سردمداران فاسد بود. در همین دیروز تاریخی، دوران انقلاب مشروطیت، جانبداری این دستگاه به‌اصطلاح دینی، از استبداد و استبدادیان برضد ملت و آزادیخواهان، چنان همه‌جانبه بود كه معدودی همكاران و هم‌لباسیهای مشروطه‌خواه را آن‌قدر زیرفشار برد كه شخصیتی هم‌چون «نائینی» خود مانع از انتشار بیشتر كتاب معروفش، «تنبیهُ الاُمّه و تنزیهُ المِلّه» شد.(1) در دور بعدی، عمده همین جماعت به پشتیبانی از تأسیس سلسله استبدادی پهلوی به سردمداری یك «قزاق»، «رضاخان میرپنج» روی آوردند و تا همین چندسال پیش از تأسیس «سازمان مجاهدین» بود كه مشهورترین رهبر دینی در ایران و برخوردار از ریاست انحصاری شیعیان، از سقوط دولت پیشوای نهضت ملی، دكتر محمد مصدق، طی یك كودتای آمریكا ـ انگلیسی، استقبال مؤثری كرد و تا آخر عمر، 1340، روابط ویژه‌یی با «شاه» غیرقانونی كودتا برقرار كرد كه بسیار مشهور است.(2) آخرین تحرك این حضرات كه گویی رنگ اعتراض و مبارزه در مقابل نمایشات شاهنشاهی داشت، به سردمداری «حاج‌آقا روح‌الله خمینی» بود كه در حمایت از زمینداران بزرگ در نظام ارباب‌ـ رعیتی و مقابله با حقوق اولیه زنان، یعنی داشتن حق رأی در انتخابات، به «شاهنشاه» به‌تقدیم «نصیحت» و سپس «هشدار» پرداخت تا كه در خرداد1342 به بن‌بست افتاد. مسخره تاریخ كه همین عنصر در جریان انقلاب ضدسلطنتی1357، برخوردار از حمایت قدرت های غربی، به حكومت ایران دست انداخت تا دوره بی‌سابقه و كم نظیری از ستم و خونریزی سیستماتیك را برقرار كند كه هنوز ادامه دارد.
بدین ترتیب، اینان در تنها امری كه هیچ كارآمدی نداشتند، امر دین و بازشناسی زلال دیانت از دستكاری چندین قرنی خودشان و گذشتگانشان بود. و چنین بود كه محمد حنیف‌نژاد و یاران، ناگزیر بودند تا برای بازیافت دین «فدا و صداقت»، خود آستین بالا بزنند.

بازخوانی و بازیافت زلال اسلام
«حنیف‌نژاد» و «مجاهدین خلق» در بازشناسی زلال اسلام، خوشبختانه به رگه‌های اصلی این دیانت كه به‌دست فراموشی سپرده شده بود، دست یافتند، به‌خصوص كه اینان، برخوردار از دانش های زمانه و تجارب بشری در قرن بیستم، بسی بهتر می‌توانستند به مطالعه «آفاق و انفس» (افقهای طبیعت و امور انسان ها) برخاسته و طبق نوید صریح قرآن مجید(3)، «آیات» و نشانه‌های خداوندی را بجویند و دریابند. رگه‌های اصلی بازیافت «سازمان مجاهدین» از اسلام را می‌توان در محورهای زیر خلاصه کرد:
الف: درك اصل و زلال «توحید» و معنی توحیدی هستی، جهان و تاریخ بشری كه به‌اقتضای حكمت پروردگار، پویا و هدفدار در یك مسیر تكاملی به‌پیش می‌رود.
ب: بازیافت تعریف و جایگاه و رسالت های انسان كه باید متكی بر تلاش و مبارزه خویش، راه بازآفرینی تكاملی انسان و تكامل زندگی اجتماعی و جامعه‌ انسانی را هموار كرده و در جاده پیشرفت به پویش برخیزد.
ج: بازیافت نقش انبیای خداوند كه بشریت را در سرفصل های ابتدایی تاریخ انسان، در جهت پیمودن راه تكاملی مدد رسانیده و ارزش های پایه در راه پرشكوه تعالی انسان و انسانیت را آموختند. «انسان»
د: ویژگی اساسی انسان، یعنی «اختیار» که تنها در کنف «آزادی» محقق‌شدنی است و مستلزم «مسؤلیت» در برابر انتخاب هاست. انسان ها همگی و به‌عنوان «انسان»، در این ویژگیها همانند یکدیگرند و نظر به این ویژگیهای انسانی، هرگونه استبداد و بهره‌کشی و اجبار، که «آزادی» را سلب و نفی می‌کنند، محکوم و بیگانه از مرام توحیدی اسلام شمرده می‌شوند.
قابل‌فهم است که این ادراک دینی در نزد مدعیان دکه‌دار موجود نیست و لذا، هرگز قادر به رهبری مسلمانان به چنین دیانت توحیدی نیستند. و چنین است که جریان مجاهدین هرگز زیر بار رهبری اسلاف خمینی نه خواهد بود تا چه رسد به شخص خمینی و بقایای خمینی صفت که نسبت به همگنان فکری خویش، بسی پلید و بیشتر از دشمن‌ترین دشمنان فرزند انسان، خطرناک هستند.

رهبری دینی نوین و پویا
بدین ترتیب، می‌توان به درستی درک کرد که دستاوردهای اسلامی مجاهدین، چگونه و تا کجا سرنوشت اهل اسلام و توحید را از گرفتار‌آمدن به رهبری ارتجاع دینی تضمین و بیمه می‌کند. به‌خصوص که کارکرد کلمه دل‌انگیز «فدا و صداقت» را در زمینه راهبری فكری مدنظر داشته باشیم. چرا كه در این صورت متوجه یك تفاوت ژرف دیگر میان مدعیان كهنه امر رهبری با رهبری نوین دینی در مرام مجاهدین خلق خواهیم شد. مدعیان كهنه، تمام مشروعیت خویش را به «علم دین» مستند می‌كنند در حالی كه خود در درسهای حوزوی این واقعیت را بحث می‌كنند كه در اسلوبشان چندان دسترسی به «علم دینی» نیست و فتاوی زیادی كه گاه بسیار خشن صادر می‌كنند، اساساً مبتنی بر گمانه‌زنی «ظن» است. این تازه، جدا از پایه‌های فكری حضرات كه در آن خبری از ارزش های انسان ها به صفت «انسان» در میان نیست تا چه رسد به «آزادی» كه اصلاً با درك مفهومش مشكل دارند تا چه رسد به عقیده و حتی التزام به این ارزش انسانی.
در این زمینه و مبحث رهبری دینی، هنوز به یك عنصر مهم باید پرداخت كه در حد این نوشته به آن اشاره می‌كنیم. منظور از این ارزش، ماهیت دموكراتیك و جمعی اسلام در بازیافت مجاهدین از این دیانت است كه انعكاسش در تلقی آنان از رهبری دموكراتیك را روشن می دارد. این عنصر مهم، در حقیقت وجه ژرف و البته بسیار درخشان همان كلمه «فدا و صداقت» است.

ژرفای كلمه فدا و صداقت
به‌طور خلاصه، جدا از رگه‌های زلال توحیدی كه حنیف‌نژاد و یاران، به آن دست یافته و به میراث گذاشتند، همان كه در دو دوره حساس بعدی توسط مسعود رجوی بسی تعمیق و گسترش یافت و در دوره انقلاب درونی مجاهدین، كه به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیك» و یا «انقلاب مریم» شناخته می‌شود، به قلل شگرفی اوج گرفت، لیكن كلمه «فدا و صداقت» در ادراك و آموزش مجاهدین، جایگاه و كاركرد ژرفی دارد كه برای درك ماهیت دموكراتیك این ادراك اسلامی و راهبری اهل این دیانت و عقیده، بایستی به آن بپردازیم.
كلمه «فدا و صداقت» كه در فرهنگ مجاهدین معادل اصطلاح «تقوی» در متون قرآن و سنت معتبر اسلامی است، در حقیقت یك عبارت تفسیری از همان «تقوی» است كه به ضرورت تفكیك مفاهیم زلال توحیدی از بار منفی و واژگونه كه دامنگیر اصلاحات دیرینه دینی شده، نیاز به این عبارت و برخی عبارت های جدید دیگر، به حد ضرورت پدیدار شد كه ناگزیر بایستی به عبارات تفسیری تازه توسل جسته می‌شد.
در امتداد مطالب بالا، حال بایستی یادآور بود كه تعریف اصیل «تقوی»، آن‌طوری كه در متن قرآن آموخته می‌شود، همانا فضیلتی است كه تنها در خلال عمل و مبارزه‌یی به‌دست می‌آید كه «جمعی» صورت می‌گیرد. در آموزش اسلامی، مسلمانی‌كردن فارغ از احوال جمع و جامعه از اساس بی‌معنی است و روی‌آوردن به شیوه‌های تكروانه در امر دینداری، نه تنها ناكافی، بلكه «زیانبار» (به عبارت قرآنی «خسران») است و نه‌تنها پیشرفتی به‌بار نمی‌آورد كه «پس افتادن» با این شیوه یك آموزش صریح دیانت اسلام و در قرآن است(4).
حال باید مطلع باشیم كه «مجاهدین خلق» در خلال پویایی تجارب مبارزاتی و تأثیری كه بر ادراك مرامی این جریان توحیدی دارد، نه‌تنها عمل به مقتضای كلمه «فدا و صداقت» ایجاب می‌كند كه هرچه بیشتر به روش های بارورتر جمعی روی بیاوریم، بلكه اصل مفهوم «فدا و صداقت» در صورتی محقق می‌شود كه هر مجاهدی، از «خودخواهی فردیت» گذشت كرده و تمامی امكانات و مزایای فردی را «فدای» ارتقاء جمع و حركت جمعی كند. بدین ترتیب، رتبه «صداقت» هر مجاهد، با كسی» با میزان «صداقت» وی در همین زمینه سنجیده می‌شود. یعنی زمینه اجتناب از «خودخواهی فردی» و اسلوبها و منش های مربوطه، كه به واقع بایستی تمامی مفاسد تا برسد به جرائم را در همین جرثومه خبیث جستجو كرد.
دیگر روشن است كه «فعالیت جمعی» برای جریان مجاهدین با ادراك عمیقی كه به اصل و ارزش «آزادی» دارد، تا كجا از بابت ماهیت دموكراتیك خود پیشرفته است. و اگر این یا آن مدعی و دشمن مجاهدین در فهم و اذعان به این زلال سرشار آزادی و دموكراسی كه از سرچشمه‌های عقیده و تجربه مبارزاتی 42ساله جاری است، دچار غفلت یا تغافل است، چه بسا كه چاره را نبایستی در كارهای آموزشی و. جستجو كرد كه گفته‌اند: «نرود میخ آهنین بر سنگ».
به‌هر روی، این از رسم و رویه جاری كه یكایك مجاهدین، نسل طیب و طاهر حنیف‌نژاد، در زلال آن شناور و از خنكای آن سرزنده و سرشارند. براین پایه، وقتی كه به موضوع «رهبری» نگاه می‌كنیم، آن‌هم در اوج 4دهه مشحون از «فدا و صداقت» و انباشته‌شدن ره‌آوردهای مسعود رجوی و جهش ره‌آوردها در «انقلاب مریم»، خنده‌دارتر از این نمی‌توان انتظار داشت كه كسی از برهوت عقب‌ماندگان ارتجاع آخوندی یا آخوند ـ فكلی، به خواهد به سلاله حنیف‌نژاد درس دموكراسی بدهد.


پاورقی -----------------------------
1- شیخ محمد حسین نائینی در سال 1277 هجری در نائین متولد شد. او بزرگترین مرجع دینی بود كه حامی و راهنمای مشروطه‌خواهان به حساب می‌آمد. نائینی كتاب «تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله» را همزمان با استبداد صغیر محمد‌علی شاه قاجار در سال 1327هجری نوشت. وی در 1335هجری وفات كرد. مطابق تحقیق آقای عبدالهادی حائری در كتابش با عنوان «تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق»، از قول نزدیكان نائینی آورده كه وی از انتشار این كتاب پشیمان شده و برای گردآوری نسخ منتشره اقداماتی صورت داد. همین منبع آورده است كه وی بعداً از جانبداران سلطنت رضاخان پهلوی شد.
2- سید حسین طباطبایی بروجردی، اولین مرجع شیعی كه لقب «آیه‌الله العظمی» را برای خود رواج داد، فـرزنـد سید علی طباطبائی، در سال‌1292 هـ.ق در بـروجرد متولد شد. و در دوازدهـم شوال سال‌1380 هـ. ق، مطابق 1340 هـ.ش در سن 88سالگی در قم وفات كرد. دوران حیات طولانی و به‌خصوص مرجعیت وی با تحولات جنگ های جهانی اول و دوم و تبعات آن در ایران مقارن بود. نخست‌وزیری دكتر مصدق و جنبش ملی‌شدن صنعت نفت تا كودتای 28مرداد از حوادث مهم این دوران است. بروجردی در جریان كودتا به‌طور علنی با ارسال یك تلگراف از بازگشت «اعلیحضرت، شاهنشاه اسلام‌پناه» ابراز خوشنودی كرد.
3ـ متن: «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَ فِی أَنفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ...» (نشانه خویش در آفاق هستی و در جانها و وجود خودشان را چنان در معرض دیدشان قرار دهیم تا برایشان روشن گردد كه همانا او، پروردگار، برحق است.) آیه53، سوره فصلت(41).
4ـ مطالعه و دقت بر سوره كوتاه «والعصر» در قرآن مجید توصیه می‌شود. (سوره103)
به نقل ازنشریه مجاهد شماره 867









© کپی رایت توسط : besoye_pirozi ـ به سوی پیروزی (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 19 شهريور ماه ، 1386 (100 مشاهده)

[ بازگشت ]