«تهدید» ولی فقیه و« تدبیر» رفسنجانی؟؟!مضمونی واحد درسرنوشت نافرجام و اضمحلال رژیم!(1)
برگزاری بی نظیرچهل وسومین سالگرد بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران در«اشرف» وترکیب بی سابقه وکیفیت عظیم و متفاوت شرکت کنندگان وپیام نمایندگان احزاب ملی دمکراتیک و سران شیوخ وعشایر ملت مظلوم عراق درآن حاکی از ثقل سنگین وتعیین کننده حضور مجاهدین در عراق درمرحله اضمحلال رژیم ضدمردمی آخوندها میباشد وآب پاکی را روی دست کوتوله های سیاسی وابسته به رژیم درعراق ریخت.
حلقات محاصره روز به روز بر رژیم واهداف تروریستی وتوسعه طلبانه آن تنگتر میشود وبه موازات بحرانها ومحاصره ی بیرونی رژیم وسرریز شدن وتاثیرات بلافصل وسریع آن در درون رژیم و زیر گوش ولی فقیه از قانونمندیهای ناگزیر این دوران است .
بریدن و«خوردن» سرپاسدارجنایتکار رحیم صفوی توسط ولی فقیه و«انتخاب» روباه رفسنجان به ریاست مجلس خبرگان تعیین رهبری دو نمونه ی ازسیلی های نواخته شده بر بناگوش نظام وبطور خاص شخص ولی فقیه است که نمایانگر بن بست تعمیق شونده درتعادل سیاسی درونی رژیم است و اینکه خامنه ای بخاطرحرارت بیش ازحد زیرپاهایش بچه عنتر نظام یعنی احمدی نژاد ویا لوده ی وقیح یعنی رفسنجانی را زیر پاهای خود قرار دهد
رفسنجانی در شرایطی به ریاست خبرگان آخوندی منصوب شد که برای حفظ نظام ، از درون آن راهی جز بستن خود به عمود خیمه ولایت فقیه وانقباض وذوب شدن بیشتر در ولایت خامنه ای نمانده وبه این ترتیب با کنار زدن تمامی دجالیتهای گذشته مبنی بر استحاله ومعتدل ومیانه رو.. .... بعنوان یک استشهادی بر سر شاخ عمود خیمه نظام نشسته و هراسناک پاسداری از آن را بعهده می گیرد تا نه خود ونه کس دیگری فکر بریدن شاخ ولایت فقیه را نکند . زیرا آنچه که او وباندهای درونی رژیم چاره اندیشی کرده بودند در مرحله اضمحلال وسرنگونی به جذب و حلقه زدن هر چه بیشتر حول خامنه ای ختم شده ونشان از این دارد که آخرین منزلگاه تمامیت رژیم در چاه ویل و قرون وسطای نظام فاشیسم آخوندی مقرر شده واز این حقیقت نیز هیچ گریزی ندارند.
اگراوضاع درونی وبیرونی رژیم راهمچون پازلی درکنارهم بچینیم بخوبی وضعیت فراتراز بحران که گریبان رژیم را گرفته درک خواهیم نمود .
الف ـ بن بست وشکست خط سرکوب مطلق توسط رژیم در برابر مردم ومقاومت سازمانیافته آنها
1 ـ گسترش اعتراضات اجتماعی توسط کارگران، جوانان ، زنان،معلمان وسایر اقشار اجتماعی .
2ـ اعدامهای وسیع درکوچه وخیابانها به منظور ایجاد وحشت وسکوت مردم.
3 ـ خنده ی جاودان کاووسی به عنوان سمبل بی اثربودن سرکوبی عریان.
4ـ کناره گیری تا به حال دووزیر دردولت.
5ـ بریدن وکناره گیری سرپاسدارجنایتکاررحیم صفوی.
6ـ رشد وتشدید تضادها در راس رژیم پس از «انتخاب» رفسنجانی به سمت ریاست خبرگان رهبری وکشیده شدن جنگ گرگها به بیت ولی فقیه.
7 ـ گرایش مردم و جوانان به آلترناتیو دمکراتیک شورا ومجاهدین.
ب ـ وضعیت وتعادل سیاسی در منطقه وجهان در رابطه با رژیم
1 ـ زمزمه ی قرارگرفتن سپاه پاسداران به مثابه ستون فقرات وبود ونبود رژیم درلیست تروریستی.
2 ـ تغییر دولت درفرانسه به عنوان یکی ازقویترین طرف حسابها وبند وبستهای رژیم درجهان وتغییر کنش و واکنشهای دولت جدید آن با رژیم.
3 ـ ایجاد یک تمرکز وثقل ملی دمکراتیک و ضد دخالتهای رژیم حول سازمان مجاهدین خلق ایران درعراق.
4 ـ تغییر مواضع وسخنان تند وتیز سران کشورهای عربی واجماع آنهاعلیه رژیم در منطقه.
5 ـ پا درهوا بودن ودر معرض سقوط یا برکناری دولت به شدت وابسته به رژیم در عراق.
6ـ مشخص شدن دشمن اصلی توسط کار فشرده مجاهدین درعراق وهدف قرارگرفتن عناصر رژیم درآنجا.
7 ـ شکست قطعی وذلت بار قوای مقننه، مجریه،قضائیه وبخصوص نخست وزیر عراق درمقابله با مجاهدین.
8 ـ سکوت وقطع موقت مذاکرات سولانا واتحادیه اروپا با رژیم واتمام قایم باشک بازیهای بی پایان رژیم با آژانس بین المللی انرژی اتمی.
9 ـ بمباران مناطق کردنشین ومردم ستمدیده ی کردستان توسط رژیم.
10 ـ قطعنامه های پی درپی درشورای امنیت سازمان ملل وانتظار قطعنامه ی جدید وشدیدالحن درآینده نزدیک.
در بالابه بخشی ازبعضی معضلات رژیم در دوران کنونی اشاره شد که بشکلی زنجیروار به هم مرتبطند وجملگی به سرنوشت رژیم راه میبرد کما اینکه هیچکدام به طور مجرد وبه تنهایی قابل علاج نیست وهریک درجای خود گویای اتمام ظرفیتها دربن بست مرگبار رژیم است .
مشاهده میکنید که درحال حاضر تضادهای داخلی وخارجی رژیم درمسیری بی بازگشت وشدیداً وابسته وپیوسته درهم ادغامند وحل هرکدام فقط با عبور از بقیه قابل انجام است ،واین تصویر وحقیقت وضعیت فروریختگی رژیم را نمایش میدهد که با هیچ هوچیگری ودجال بازی ونمایشهای ابلهانه قدرت قابل پنهان کردن نیست هرچند که برخی گروههای سیاسی ایرانی بی عملی وپاسیویته خودرا«اوج قدرت» رژیم میدانند
رژیم مسیربی بازگشتی را بی دنده وترمز طی کرده وازآنجاییکه بعد از خاتمی، احمدی نژاد به عنوان آخرین تیر ترکش وزبان«تهدیدات» ولایت فقیه درشلیک به مردم ایران وجهان بوده ، بعد از آن هیچ کیفیت وکمیت برتری وجود نخواهد داشت که بوسیله ی آن بتوان اوضاع را دور زد وبه همین دلیل هم ورود رفسنجانی ولغز«تدابیر»او درآرایش وتعادل سیاسی در صحنه، دردی ازدردهای مرگبار رژیم را نه تنها درمان نمیکند بلکه روند اضمحلال رژیم را شتاب میدهد وبرگشت به گذشته وحفظ کیان رژیم امری محال میشود.
اینجاست که «تهدید» و«تدبیر» هردو بر هم منطبق میشوند واثبات ونفی هرکدام تغییری درسرنوشت محتوم رژیم در دوران اضمحلال ایجاد نخواهد کرد.....
مرتضی نامور




